آموزش خانواده ها ،نیازهاوضرورت ها

وبلاگ در خصوص مسائل خانواده و چالش هاي پيش روي آن است
 

✅"هرگز ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنید"

 

لحظه هاعریانند،

                        به آنهاجامه اندوه مپوشان

                                               نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی

                                                                                                          و به کوتاهی لحظه شادی که گذشت

                                        غصه هم      می گذرد

 

راز زندگی

غنچه با دل گرفته گفت:

زندگی

         لب زخنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

گل به خنده، گفت:

زندگی ،شکفتن است

با زبان سبز،راز گفتن است

حال نظر شما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

امروز معلم میگفت دو خط موازی هيچگاه به هم نميرسند ،

مگر اينکه یکی از آنها خود را بشکند ، 

گفتم من که خودم را شکستم ؛

پس چرا به او نرسيدم؟ 

لبخند تلخي زد وگفت ؛ 

شايد اوهم به سوی خط ديگری شکسته باشد ...!!

 

 

انسان رود است و روان ،آب مانده مرداب است و مرداب مرگ آب .

امام علی (ع)

به سان رود...
که در نشیب دره..
سر به سنگ می زند...
رونده باش...
امید هیچ معجزی ز مرده نیست...
زنده باش...

http://www.esfahanebidar.ir/wp-content/uploads/2014/01/NatureGif_Persian-Star_012.gif

 
آقایان بخوانند؛ زنان به این جملات نیاز دارند!
 
آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می تواند روی زندگی مشترک تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک تان را بیشتر کند. اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آن ها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشنا تر شوید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.


● چقدر زیبایی

زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آن ها بگویید که چه چهره زیبا یی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از این که گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد. البته بی گدار به آب نزنید و بدون آن که برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی… او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید. 

● تو خیلی خاصی 

این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آن ها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آن ها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد. شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند. 

● با تو بودن بی نظیر است… 

زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند. با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند. 

● دوستت دارم 

اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت. 

● متاسفم 

برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید. این که شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم! 

● همه چیز را درست می کنم 

حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید. اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد. 

● بیا صحبت کنیم 

اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد. پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.
 

قوانین برخورد با آقایان: وقتى با مرد صحبت مى‏كنيد!

 
وقتى زن از مرد براى گوش دادن به حرفهايش قدردانى مى‏كند به تدريج مرد نيز حرف بيشترى براى زدن خواهد داشت. مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خيلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد.
 
قوانین برخورد با آقایان - وقتى با مرد صحبت مى‏كنيد 
وقتى مرد از شما فاصله مى‏گيرد، وقت خوبى براى گفتگوى با او براى نزديك‏تر شدن به وى نيست. بگذاريد كناره بگيرد. بعد از مدتى بر مى‏گردد. او باز هم عاشقانه و دلسوز خواهد بود و به گونه ‏اى عمل خواهد كرد كه گويى هيچ اتفاقى نيفتاده است. آن گاه وقت گفتگو با او خواهد بود. 
وقتى زن مى‏خواهد صحبت كند يا براى نزديك شدن به او احساس نياز مى‏كند، بايد حرف بزند و انتظار نداشته باشد كه مرد گفت و گو را آغاز كند براى آغاز گفتگو ابتدا زن بايد احساساتش را در ميان بگذارد حتى اگر شريكش حرف زيادى براى زدن نداشته باشد. 
وقتى زن از مرد براى گوش دادن به حرفهايش قدردانى مى‏كند به تدريج مرد نيز حرف بيشترى براى زدن خواهد داشت. مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خيلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد. چيزى كه زنان درباره مريخى ‏ها نمى ‏دانند، اين است كه آنها بايد دليلى براى صحبت داشته باشند. آنها صرفا براى در ميان گذاشتن احساساتشان صحبت نمى ‏كنند.
اگر زن كمى حرف بزند، مرد كم كم درباره ارتباطش با او صحبت مى‏كند. مثلا اگر زن درباره بعضى از مشكلاتى كه در طول روز داشته، صحبت كند، مرد نيز ممكن است در اين باره گفتگو كند و بنابراين آنها مى‏توانند يكديگر را درك كنند.
اگر زن درباره احساسش درباره بچه‏ ها حرف بزند، مرد نيز ممكن است در اين مورد شروع به صحبت كند. اگر مرد هنگام صحبت كردن زن، احساس سرزش يا فشار نكند، به تدريج شروع به صحبت خواهد كرد. 

قوانين ناگفته براى ابراز احساسات 
اگر زن مايل به صحبت‏ كردن با فردى باشد، به طور كلى منتظر مى‏ماند تا طرف مقابل، حرف خود را تمام كند. اين نكته، مؤدب ‏بودن زن را نشان مى‏دهد. او اول «گوش مى‏دهد، سپس صحبت مى‏كند» و يا هنگاميكه از «او سؤال شود آن وقت پاسخ مى‏دهد.»
اين قوانينى كه هيچ ‏جا سختى از آنها به ميان نيامده است، براى مردان، بيگانه هستند. اگر زن منتظر بماند تا همسرش آغازگر گفتگو باشد ممكن است هرگز شانسى براى حرف ‏زدن بدست نياورد زيرا مردان، خودبه ‏خود حرف زيادى براى گفتن ندارند. قوانين ناگفته مردان مى‏گويد: اگر حرفى براى گفتن دارى آن را بگو. آنها نمى‏دانندكه بايد منتظر بمانند تا از آنها سؤال شود. اگر بخواهد حرف بزند، مى‏زند.
هنگاميكه مرد از همسر خود سؤالاتى را مى‏پرسد به ندرت انتظار دارد كه همسرش، متقابلاً سؤالاتى را از او بپرسد. هنگاميكه زن سؤالاتى را از همسرش مى‏پرسد و مرد جواب مى‏دهد، مرد گمان مى‏كند كه با پاسخگويى به سؤالات همسرش او را راضى مى‏كند. 
مردان اصلاً نمى‏دانند كه وقتى بعد از مدتى حرف زدند بايد نوبت را رعايت كنند و سؤالاتى را از همسر خود بپرسند تا او شروع به حرف ‏زدن كند. حتى اگر مرد بداند كه همسرش مايل است تا به سؤالاتى در مورد اتفاقات روزانه خود پاسخ دهد، دوست دارد كه اين كار (سؤال‏ پرسيدن از همسر) را فراموش كند.
وقتى زن از همسر خود سؤالاتى را مى‏پرسد، مرد براى پاسخگويى به آنها آنقدر مشغله فكرى پيدا مى‏كند كه به سختى يادش مى‏ ماند او هم در مورد اتفاقات روزانه، از زن سؤالاتى را بپرسد.
اگر مرد به سؤالات، پاسخ كوتاهى مى‏دهد در اين حالت زن نبايد نوبت را رعايت كند يعنى زن مى‏تواند سؤالات خود را پشت سر هم بپرسد. اگر زن بدون آنكه ابتدا به حرفهاى همسرش گوش كرده باشد، شروع به صحبت‏ كردن در مورد اتفاقات روزانه خود نمايد، اين كار، بى ‏ادبى نسبت به مرد محسوب نمى‏شود.

چگونه مرد را به گوش دادن وادار كنيم؟ 
وقتى زن مى‏گويد: تو منو درك نمى‏كنى، واقعا منظورش اين است كه (الان حرفم رو درك نمى‏كنى، من به راه حل نياز ندارم.) مرد اين گونه می ‏شنود كه زن به راه ‏حل او احتياجى ندارد و در گير بحث درباره اثبات خويش و ارزش راه حلش مى‏شود. در حالى كه زن فقط نياز به صحبت دارد. زن مى‏تواند به شكل ديگرى رفتار كند.
                                   بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |  
 
به قول مادربزرگم هر خانه‌اي بحث و مشاجره‌هاي خاص خودش را دارد و اين مشكل فقط براي من نيست. راست هم مي‌گويد چند باري ديده‌ام كه صحبت زن و شوهري در مورد عوض كردن كانال تلويزيون يا انجام كارهاي خانه يا سپردن برخي مسووليت‌ها، به بحث و جدل كشيده شده... حال و هواي بحث‌هاي اين روزهاي من و همسرم هم دست‌كمي از بحث‌وجدل‌هاي آنها ندارد؛ موعد اجاره خانه سرآمده و امسال هم بدتر از سال‌هاي قبل، قيمت‌ها سر به فلك كشيده. مدتي است با همسرم از اين بنگاه به آن بنگاه مي‌رويم اما هنوز نتوانسته‌ايم، خانه مناسبي پيدا كنيم. همه استرس‌‌هاي دنبال خانه گشتن به كنار، توافق نداشتن بر سر اين مساله كه در منطقه‌اي دورتر خانه بگيريم يا نه، بر شدت اين استرس‌ها افزوده است. گفت‌وگوي ما در مورد اين مساله به هيچ نتيجه‌اي نمي‌رسد كه هيچ، باعث دلخوري و رنجش خاطر بيشترمان هم مي‌شود. قطعا براي شما هم پيش آمده كه در برخورد با دوستان و اطرافيان و از همه مهم‌تر همسرتان بحث‌هايتان شكل مشاجره به خود بگيرد.

گفت‌وگوي «ازدواج و سلامت » اين هفته را با دكتر اعظم صالحي، روان‌شناس و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان بخوانيد تا علت اصلي اينكه چرا برخي گفت‌وگوها شكل مشاجره به خود مي‌گيرد، بدانيد.

چرا گاهي صحبت حتي بر سر مساله‌اي جزئي شكل مشاجره به خود مي‌گيرد؟
در هر جمع انساني و از جمله خانواده، امكان ايجاد بحث و مشاجره با شدت و ضعف‌هاي مختلف وجود دارد که مجموعه‌اي از رفتارهاي مختلف، از جمله پچ‌پچ بين دو نفر، بحث‌، دادزدن، ناسزاگويي، فريادهاي بلندي که همسايه‌ها مي‌شنوند و در نهايت کتک‌کاري، شکستن اشياء و خشونت فيزيکي است. موضوع اين مشاجره‌ها مي‌تواند از کوچک‌ترين تا بزرگ‌ترين مسايل را شامل ‌شود؛ برآورده نشدن انتظاراتي مانند نوبت و برعهده‌گرفتن انجام امور منزل و مسووليت‌ها، چگونگي استفاده از امکاناتي مانند تلويزيون، اتاق، دستشويي و... از سوي ديگر، زن و مردي که با هم يك خانواده را تشكيل مي‌دهند، دو جنس متفاوت‌اند با مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي متفاوت.
علاوه بر اين، هركدام از آنها فرهنگ، خانواده، تاريخچه و مجموعه تجربه‌هاي متفاوتي دارند. پس کاملا طبيعي است که انتظارها و سليقه‌هاي مختلفي داشته باشند. همين تفاوت‌ها باعث اختلاف‌نظر مي‌شود و اختلاف‌نظر هم مي‌تواند باعث بروز بحث و مشاجره شود.
 
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |  
 

سه موضوع است که گفتن آنها هنگام مشاجره، مرد را به شدت عصبانی می‌کند. این حرف‌ها باعث می‌شود همسرتان به کلی از نظر عاطفی از شما فاصله بگیرد و کناره‌گیری کند.

1 ـ هر چیزی که حاکی از این باشد که او توانایی اداره کردن خانواده اش را ندارد:

«اگر پول بیشتری داشتی و درآمدت بیشتر بود لازم نبود این همه قسط روی قسط بگذاریم و همیشه بدهکار باشیم.»

ادامه مطلب |  
اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد.
 
گاهی وقت‌ها، خانم با به کار بردن یک جمله ناخواسته تمام اعصاب و روان آقای خانه را بر هم می‌زند. صبح قبل از بیرون رفتن از منزل، اگر همسرتان بگوید پولم تمام شده یا نوشتن چک فراموشت نشود، چقدر آرامش شما برهم می‌خورد؟! اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد. مگر آن‌که هدف بانویی، به هم ریختگی روحی و شخصیتی آقای خانه باشد! 
-
در هر صورت خانم‌ها باتوجه به محتوای این مطلب باید تلاش کنند از تکرار این حرف‌ها و موقعیت‌های تنش‌آفرین پرهیز کنند. 

۱-  پولم تمام شده
اگر نمی‌توانید هزینه ماهانه خانواده و خرجی روزانه‌تان را محاسبه کنید، ریاضی خود شما اشکال دارد! برای دریافت هزینه منزل به زمان و نحوه دریافت وجه نقد مورد نظرتان توجه کنید.  زمان رفتن و خارج شدن از خانه برای مطرح کردن پول، زمان درستی نیست، شدید‌ترین درگیری‌های خانوادگی می‌تواند به دلیل درخواست مستمر و بی‌موقع پول باشد. ماهی یک‌بار کل هزینه‌های جاری را محاسبه و زمان دریافت خرجی خانه را مشخص کنید. اشتباه نکنید! اگر شما هم شاغل بودید خودتان به‌طورحتم مدیریت مالی را قبول داشتید.

موضوع دیوانه‌کننده برای همسرتان، بی‌موقع مطرح کردن دریافت پول و پی‌درپی بودن آن است. فراموش نشود اشکال شما در نداشتن یک منبع درآمد یا سرمایه‌گذاری و نیز شاغل نبودن‌تان نیست، بلکه مشکل در نبودن یک رویه مشخص جهت مدیریت مالی خانه و شیوه دریافت و هزینه اقتصادی بوده و مثلا برخی از ما فراموش می‌کنیم پاساژگردی یا خرید، تفریح نیست.  

۲- شوهر دوستم این کارو انجام نمی‌دهد؟
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.

پس لطفا توجه داشته باشید مقایسه همسرتان با هر مرد دیگری حتی پدر و برادرتان اثری جز تخریب شخصیت او ندارد! دوست شما، شرایط زندگی و خلق و خوی همسرش کاملا با شرایط واقعی زندگی شما متفاوت است.  ضمن درک تفاوت‌ها سعی نکنید با سر کوفت زدن، کار خود را پیش ببرید چرا که این کار فرجام خوشی نخواهد داشت.
 
بقیه را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید
ادامه مطلب |  
نه‌تنها يك جمله بلكه يك كلمه هم براي ويران كردن يك رابطه كافي است.
مهم نيست كه چند سال از عمر آن رابطه گذشته و مهم نيست كه چقدر عمق دارد، گاهي كلمات مي‌توانند آنقدر ويرانگر باشند كه همه پل‌هاي پشت سر شما را خراب كنند و فرصت ترميم كردن آن رابطه با جملات جادويي ديگر را هم از شما بگيرند اما نگران نباشيد! 

ما جملات و عبارات ممنوعه‌اي را كه ممكن است با به كار بردن‌شان زندگي مشترك‌تان را نابود كنيد با شما در ميان مي‌گذاريم. اگر مي‌خواهيد حس غرور مرد زندگي‌تان را حفظ كرده و انگيزه تلاش براي ساختن زندگي مشترك‌تان را در او تقويت كنيد، بايد خيال به زبان آوردن اين جمله‌ها را از سرتان بيرون بریزید. 

 چه‌كار مي‌كني؟
وقتي همسرتان روي مبل نشسته و با تلفن هوشمندش بازي مي‌كند، ناخودآگاه اين جمله را به زبان مي‌آوريد؟ مي‌دانيم منظورتان از اين كار تجسس كردن در كارهايش نيست اما جمله «چه كار مي‌كني؟» در ذهن همسرتان معنايي پيچيده‌تر از آنچه فكر مي‌كنيد، دارد. او اين جمله را اين‌طور مي‌شنود: «چه‌كار مي‌كني؟ باز مشغول بازي با موبايلت هستي و به جاي اينكه با خانواده‌ات وقت بگذراني مشغول بازي شده‌اي؟ چه‌كار مي‌كني؟

با غريبه‌ها وايبربازي مي‌كني و وارد روابطي شده‌اي كه اگر من بو ببرم حسابت را مي‌رسم؟ و. . . »باورتان مي‌شود كه يك مرد مي‌تواند از جمله ساده همراه با كنجکاوي شما چنين كابوس‌هايي را در ذهنش بسازد؟ اما بهتر است باور كنيد ساختار ذهن مردها به همين اندازه پيچيده و گاهي منفي‌نگر است پس كنجكاوي كوچك‌تان را كنترل كنيد و با چنين جمله بي‌اهميتي يك دعواي اساسي به پا نكنيد. 

تو هم مثل اونايي

با خانواده همسرتان اختلاف داريد و از نظرتان بسياري از رفتارهاي‌شان ايراد دارد؟ در چنين شرايطي بدترين جمله‌اي كه مي‌توانيد در بحث‌هاي زن و شوهري به زبان بياوريد اين است كه بگوييد «تو هم مثل اونايي!» همسرتان دوست دارد در ذهن شما اسطوره‌اي باشد كه هيچ‌كدام از اشتباه‌های ديگران را در رفتارهايش نشان نمي‌دهد. تنها خانواده همسرتان نيست كه نبايد رفتارهاي‌شان را به شريك زندگي‌تان نسبت دهيد، حتي اگر رفتارهاي اشتباه مردهاي ديگر، نامزد سابق‌تان يا اشتباه‌های همسران دوستان‌تان را هم به او نسبت دهيد، به همين اندازه مي‌توانيد دردسر درست كنيد. 

جالب است بدانيد در ميان همه اعضاي خانواده همسرتان، او از اينكه با پدرش مقايسه شود بيشتر از هر چيزي نفرت دارد. درست است كه روانشناس‌ها مي‌گويند پسرها تا اندازه زيادي شبيه پدرشان هستند و حتي اشتباه‌های پدر خود را در زندگي تكرار مي‌كنند اما كمتر پسري است كه حاضر به پذيرفتن اين واقعيت باشد. آنها دوست دارند هميشه يك سر و گردن از پدر خود جلوتر باشند و هيچ‌وقت نمي‌پذيرند اشتباه‌های پدرشان كه از كودكي آنها را آزار مي‌داده را بعدها در زندگي خود تكرار ‌كنند. 
 
بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید
ادامه مطلب |  

کاش می دانستیم زندگی با همه ی وسعت خویش 
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست 
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشا گه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند

 
 
- تعریف کردن داستان های مناسب برای آگاهی کودک :
سعی کنید خاطرات آموزنده خود را در قالب داستانهایی کوتاه و مهیج برای کودک خویش تعریف کنید . انتقال تجربیات شما در قالب داستانهای کوتاه و یا دنباله دار موجب آگاهی و آسیب ناپذیری کودک شما در آینده خواهد شد.
 

۱- تعریف کردن داستان های مناسب برای آگاهی کودک :
سعی کنید خاطرات آموزنده خود را در قالب داستانهایی کوتاه و مهیج برای کودک خویش تعریف کنید . انتقال تجربیات شما در قالب داستانهای کوتاه و یا دنباله دار موجب آگاهی و آسیب ناپذیری کودک شما در آینده خواهد شد.

2- فرزند خود را دوست داشته باشید :
دوست داشتن کودک ، در زیاده روی برای خرید نیست نیاز کودک در گفتگو و تبادل نظر است . وقت گذاشتن و گفتگو نشانه واقعی دوست داشتن است . فیلسوفی نظیر ارد بزرگ می گوید : کودکان برای شاد بودن ، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند . 


3- فرزند خود را با انضباط بار بیاورید:
نظم به عنوان یکی از مصادیق بارز مسئولیت‌ فردی و اجتماعی همواره مورد بوده است. بنابراین والدین به عنوان الگوی رفتاری فرزندان نیاز دارند تا از طریق رفتار خود شیرینی نظم را به فرزندان بیاموزند از جمله مصادیق نظم و انضباط می‌توان به نظم در امور تحصیلی، نظم در سحرخیزی ، نظم در وسایل شخصی و ... اشاره کرد که شیرینی زندگی را چندین برابر افزایش می‌دهد و مشکلات آن را کاهش می‌دهد.


4- مسئولیت خانوادگی را به فرزندان خود آموزش دهید:
شکل گیری احساس مسئولیت در کودکان به عنوان یکی از مهمترین فواید محیطهای مطلوب خانوادگی نام برد. احساس مسئولیت نسبت به وظایف رمز موفقیت خود در زندگی خانوادگی است.بنابراین والدین باید دقت نمایند که مسئولیت آنان خیلی فراتر از فراهم آوردن وسایل زندگی از جمله غذا و لباس و مسکن می‌باشد و نیاز دارند که جامعیت در احساس مسئولیت را به فرزندان خود آموزش دهند.


5- دادن دلگرمی و دوری از بی تابی را به 
فرزندان خود آموزش دهید:
بی‌تابی در مقابل مشکلات در دنیایی که از آن به عنوان عصر تغییرات سریع نام برده می‌شود، به عنوان یکی از وظایف مهم بر دوش والدین سنگینی می کند و آنان وظیفه دارند 


6- برای فرزند خود الگوی خوبی باشید:
برخلاف سایر موجودات که غریزه عامل شکل‌دهی رفتار آنهاست، انسان در بدو تولد تحت تاثیر رفتار و کردار اطرافیان مخصوصا، پدر و مادر قرار می‌گیرد. در این میان والدین به عنوان الگوهای واقعی نیاز دارند تا عواملی همچون صداقت، آراستگی، صبر و بردباری، عفو و گذشت و ... را در رفتار خود مورد توجه قرار دهند تا فرزندانی درستکار را تقدیم جامعه کنند.
 
 
از جمله مهارت های لازم برای مصون ماندن نوجوانان و جوانان در مقابل رفتارهای پرخطر نظیر موادمخدر و روان گردان ها،مهارت جرأتمندی و ابراز وجود است.جرأتمندی مهارتی است که به فرد اجازه می دهد تا بدون بهره گیری از هرگونه خشونت، پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران، بتواند ضمن احترام به حقوق دیگران در قالبی بسیار معقول، آرام، آزادانه، با اعتماد به نفس کامل، نسبت به ابراز مستقیم و صادقانه افکار، احساسات، خواسته ها و ارزش های خود درباره یک موقعیت مبادرت کند و از حقوق خود دفاع کند. بدون اینکه به شأن فردی و اجتماعی اش لطمه ای وارد شود.
ادامه مطلب |  
امروزه ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که ناگزیر از ارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است که هیچ کس قادر نیست بدون کمک ومساعدت وارتباط با دیگران، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد. حال سئوالی که اینجا مطرح می‌ شود این است که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم وجهت افزایش این ارتباط چه کارهایی باید انجام دهیم یا اینکه چه کارهایی نباید انجام دهیم.

در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خویی با هرکس که باشد بد است. اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آن‌ها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده کنیم، اغلب به نتیجه دلخواه می‌ رسیم وبا دیگران در سطح خود آن‌ها ظاهر شدن‌‌ همان برقراری ارتباط موثرمی باشد. بعضی‌ها گمان می‌کند که ارتباط فقط شامل حرف زدن، نوشتن ویا بحث کردن است، این‌ها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می‌گوییم که پیامی در خود دارد که توسط طرف مقابل ما درک می‌شود،  خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی، آگاهانه یا ناآگاهانه، عمدی و…. ولی اگر ادراک شود، جنبه پیام ارتباطی پیدامی کندوهمین عدم درک پیام رابطه رامختل، معشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادی‌ها وغصه ‌ها و رنج‌ها زندگی است، زندگی شاد، زندگی سرشار از دوستی است. روشن است که با افراد متفاوت، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاکید بر خصوصیات مشترک ارتباط را موثر می‌کند، ما انسان‌ها با یکدیگر مشترکات فراوان داریم، با کمی تمرین می‌توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آن‌ها دوست وهم رای شویم.

 

بقیه مطالب در ادامه مطلب

ادامه مطلب |  

بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند           

                                                      بلکه

                                                                  کسانی هستند که  نمی توانند بیاموزند

 


حدیث از پیامبر گرامی اسلام (ص):

کودکان را به پنج دلیل دوست دارم

- "گریه می کنند" چرا که گریه کلید بهشت است.

- قهر می کنند ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.

- چیزی را که می سازند زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند.

- با خاک بازی می کنند چون غرور و تکبر ندارند.

- هر چه دارند می خورند و برای فردا  نگه نمی دارند، چون آرزوهای دراز و غم فردا ندارند.

 

 مردی دختر 3 ساله ای داشت. روزی مرد به خانه آمد و دید که دخترش گران ترین کاغذ زرورق کتابخانه او را برای تزئین یک جعبه کودکانه هدر داده است .

 مرد دخترش را به خاطر این کار، تنبیه کرد و دخترکوچک آن شب با گریه به بستر رفت و خوابید .

روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و زرورق ها را برای هدیه تولدش مصرف کرده است . او با شرمندگی دخترش را بوسید و جعبه را از او گرفت و در جعبه را باز کرد .

                                              اما ...

 با کمال تعجب دید که جعبه خالی است ...! مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که جعبه خالی هدیه نیست و باید چیزی درون آن قرار داده می شد.

                                              اما

دخترک با تعجب به پدرخیره شد و به او گفت که :

نزدیک به هزار تا بوسه درداخل جعبه قرار داده است تا پدر هر وقت دلتنگ شود با باز کردن جعبه یکی از بوسه ها را مصرف کند .می گویند پدر آن جعبه را همیشه همراه خود داشت وهرروز که دلش می گرفت درآن را بازمی کردوبه طورعجیبی آرام می شد.

                                   هدیه کارخود را کرده بود .

                                                    

 

     از ذهن تا دهان فقط يک نقطه فاصله است

                                            تا ذهن را باز نکرده ايم، دهان را نباید باز کرد

ضمن تشکر از بازدید شما لطفا:

هر آنچه که موردنیاز شماست را استفاده بفرمایید

ما را از ارائه نظرات سازنده خودتان محروم نفرمایید

کپی و برداشت و ارائه مطالب در جای دیگر با ذکر منبع بلا مانع است

                                                          ارادتمند شما نادر صفائی راد

 

به سؤالات کودکان درباره مرگ اینگونه پاسخ دهید:

باید درباره مرگ صریح و شفاف صحبت کنید
هرگز از تعابیر استعاری مانند: پدربزرگ فقط به خواب رفته است استفاده نکنید. این حرف‌ که به‌طور شایع از سوی والدین به کار می‌رود، موجب می‌شود که کودک از خوابیدن بترسد و یا دچار کابوس‌های شبانه شود. همچنین نباید بگویید که: پدربزرگ به جایی رفته است چون اگر پدربزرگ برنگردد، کودک اعتمادش را به شما از دست خواهد داد. ساده صحبت کنید و از گیج کردن او بپرهیزید.

هنگام پاسخ دادن، سن و میزان درک او را درنظر داشته باشید
برای مثال، به یک کودک دو تا چهار ساله کافی است بگویید: وقتی انسان یا حیوانی نتواند نفس بکشد و بدنش حرکت نکند، مرده است. اما به کودک چهار تا شش ساله لازم است علاوه بر آن، توضیح بدهید که قلب کسی که مرده، نمی‌زند و چیزهایی که می‌میرند دیگر هرگز برنمی‌گردند.

می‌توانید از مثال‌هایی که کودک تجربه کرده است، برای توضیح مرگ استفاده کنید
یک حیوان خانگی مرده، یک گل پژمرده و خشکیده یا حتی حشره ای بی جان را به او نشان دهید و بگویید که هر موجود جانداری که پا به این دنیا می گذارد حتماً یک روز هم از این دنیا می رود و اگر قرار بود همه موجودات زنده بمانند که دنیا از فرط شلوغی دیگر مکان مناسبی برای زندگی کردن نبود یا  درباره ماهی که از تنگ آب بیرون افتاده بود و یا مرگ حیوان خانگی همسایه‌تان صحبت کنید.

اگر فرزندتان بالای شش سال دارد لازم است برای او توضیح بدهید که «هیچ‌کس به طور دقیق نمی‌داند که چه زمانی می‌میرد اما مرگ برای همه اتفاق می‌افتد و امری طبیعی است. هر چند مرگ کسانی که دوست‌شان داریم، ما را بسیار غمگین می‌کند اما باید این را بپذیریم که افراد پیر مانند مادربزرگ و پدر بزرگ روزی خواهند مرد. آنها موقع مرگ اغلب درد نمی‌کشند بلکه به تدریج هوشیاری خود را از دست می‌دهند و به آرامی ‌می‌میرند.

چون کسانی که مرده‌اند دیگر برنمی‌گردند.» ممکن است کودک از تصور اینکه شما نیز ممکن است روزی بمیرید نگران شود و در این‌باره سوالاتی بپرسد. متاسفانه اغلب والدین فکر می‌کنند که اگر درباره موضوعی که کودک را نگران کرده صحبت نکنند و سوالات کودک را نشنیده بگیرند، به کاهش اضطراب او کمک کرده‌اند. باید تاکید کنم که این فکر اشتباه است زیرا این کار به جای از بین بردن ترس، به ترس و اضطراب او دامن می‌زند.

بهتر است به جای این کار به او بگویید که: «خیلی بعید است که من تا زمانی که کاملا پیر نشده‌ام، بمیرم پس لازم نیست که درباره این موضوع نگران باشی زیرا تا آن زمان تو دیگر کاملا بزرگ شده‌ای». یادمان باشد که همیشه باید با او صادق باشیم، لازم نیست که همه واقعیت را بگوییم اما لازم است که حتما واقعیت را بگوییم.

در مورد کاربرد واژه‌هاى خداوند و بهشت با احتیاط کامل رفتار کنید
دقت کنید این مفاهیم را براى یک کودک ۵ ساله یا حتى کوچکتر بکار مى‌برید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید. براى مثال اگر بگویید مادربزرگ الان خیلى خوشحال است، چون توى بهشت است.

کودک فکر مى‌کند چطور مادربزرگ واقعا خوشحال است اگر همه کسانى که دور و بر من هستند، این همه ناراحتند؟! یا مثلا بگویید که عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برد. کودک فکر مى‌کند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده، پس ممکن است مامان ، من یا هرکس خوب دیگرى را نیز پیش خودش ببرد!!

یا اگر من هم خیلى خوب باشم، مى‌توانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم یا اینکه سعى کنم که بچه بدى باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم! بنابراین عبارتى بکار ببرید که او را نگران‌تر نسازد. مثلا بگویید: ما خیلى ناراحتیم که بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلى دلتنگ او مى‌شویم، ولى این خوب است که بدانى او الان پیش خداوند است.

 
 

شما به عنوان یک پدر، برای این که بتوانید به دختر خود نزدیک شوید و رابطه صمیمی با او برقرار کنید، باید کارهایی را انجام دهید که تعدادی از آنها رابه شما پیشنهاد می‌کنیم.

به مادر او احترام بگذارید
اگرچه دخترها عاشق پدرهایشان هستند اما همیشه مادر خود را به عنوان الگوی زندگی‌شان در نظر می‌گیرند. اگر شما سعی کنید به مادر یا همسرتان احترام بگذارید، احترام دخترتان به شما نیز افزایش می‌یابد. اگر هم سعی دارید او را در چشمان دخترتان کوچک نشان دهید، در واقع فاصله خود را با دختران افزایش خواهید داد.

دوستان او را بشناسید
چند سال بعد هنگامی که کودکتان به آمادگی و مدرسه رفت، دوستانی پیدا خواهد کرد که بخش مهمی از زندگی او می‌شوند. او به آنها چیزهایی را خواهد گفت، که شما یا مادرش نمی‌دانید. بنابراین گاهی مهمانی ترتیب دهید تا با دوستانش بیشتر آشنا شوید.

به او گوش دهید
دخترها بیشتر از شنیدن، به شنیده شدن احتیاج دارند. سعی کنید حرف های دخترتان را بدون قضاوت و نصیحت، گوش دهید. تنها در مواقعی که می‌‌خواهید حرف‌ها و احساسات او را بیشتر درک کنید، نظر دهید. دختر شما این رفتارتان را ستایش خواهد کرد.

با هم کتاب بخوانید
کتاب خواندن با دخترتان نه تنها علاقه او را به خواندن افزایش می‌دهد بلکه زمینه‌ای را برای گفتگویی موثر در آینده فراهم می‌کند.

با او قرار ملاقاتی بگذارید
هر چند وقت یک بار با کودکتان قرار بگذارید. او را به ناهار بیرون از خانه، به سینما یا بولینگ ببرید. او این قرارها را از یاد نخواهد برد.

علاقمندی‌های او را بشناسید
اگر دختر شما عاشق والیبال است، گاهی با او والیبال بازی کنید یا اگر به موسیقی علاقه دارد، به تمرینات موسیقی او گوش دهید یا به همراه‌ او به کنسرت بروید. این کار باعث می‌شود بتوانید با او از علاقمندی‌هایش صحبت و او را به مراحل بالاتری تشویق کنید.

در موقعیت مهم زندگی کنارش باشید
در موقعیت‌های مهم زندگی دخترتان مانند تولد، اولین روز مدرسه، اولین اجرا و غیره کنارش باشید. کودکتان این لحظات را تا آخر عمر از یاد نخواهد برد و با این کار، شما هم عضوی از آن خواهید شد.

به قول‌های خود وفادار باشید
اگر به دخترتان قولی دادید، تمام تلاشتان را بکنید تا عملی شود. او با این کار، هم به شما و هم به مردهای دیگری که به زندگی‌اش وارد می‌شوند، اعتماد خواهد کرد.

با او تماس فیزیکی برقرار کنید
دخترتان را گاهی در آغوش بگیرید، او را ببوسید و دست‌هایش را در دستانتان نگه دارید. او به ابراز علاقه شما احتیاج دارد(البته با توجه به سن او)

 

 

  همه ی ما می خواهیم فرزندانمان حرف شنو باشند . خیلی اوقات ، وادار كردن بچه ها به این كه رفتار شایسته ای داشته باشند مشكل است . روش " هر چه می گویم همان است " كه بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است . خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد كه بدون برخورد ، بدون اشك و قهر ، فریاد ، كتك كاری ، یا توهینِ زبانی است . در این مبحث سعی كرده ایم اصولی را ارائه دهیم كه عمل به آنها به شما و فرزندتان كمك می كند تا به هدف مطلوب برسید . شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز كودكی است .


1 – برخورد مثبت داشته باشید. به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنید و در همان لحظه از آن تعریف كنید . سپس از او درخواست نمایید ( یا او را راهنمایی كنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد . در این روش برای هر كاری كه كودك درست انجام می دهد امتیازی قائل شوید ، به نوعی كه گویی جادویی در كار است ، او به طور باور نكردنی ، درخواست های بعدی را اجابت می كند. به طور مثال به او بگویید : آفرین كه یك لیوان شیر خوردی . حالا بیا كمی تخم مرغ بخور . خیلی خوب مسواك زدی . حالا بیا لباس خوابت را بپوش .
به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنید و در همان لحظه از آن تعریف کنید.


 2 – برای كنترل او به نرمی رفتار كنید. هر گاه ازكودك خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس كنید . به طوری كه حضور شما تقریباً موافقت كودكتان را ضمانت كند . اكنون درست در جایی هستید كه فرمان شما به یك عمل تبدیل می شود . هنگامی كه خواهر و برادر مشغول نزاع و درگیری هستند ، نباید با داد و بیداد دعوا را متوقف كنید . به جای آن ، به طرف آنها بروید و صحبت كنید . خیلی اوقات همین آرامش شما برای ساكت كردن بچه ها كافی است .
 اگر می خواهید موافقت كودك خود را جلب كنید كمتر از " نه مؤكد " استفاده كنید و حتی المقدور از حبس كردن او در اتاقش خودداری نمایید .


  3 – فرزند خود را راهنمایی كنید . اگر او به چیزی دست می زند كه نباید دست بزند ، به او بفهمانید كه دقیقاً چه چیزهایی را می تواند لمس كند یا بردارد . اگر او روی مبل بالا و پایین می پرد ، به جای اینكه او را سرزنش كنید ، جایی را كه می تواند جست و خیز كند به او نشان دهید . اگر فرزندتان روی دیوار رنگ آمیزی می كند ، مداد رنگی را از دسترسش دور كنید و برایش توضیح دهید كه چطور می تواند از مداد رنگی به درستی استفاده كند . اگر فرزند خردسالتان روی میز ایستاده و می خواهید او را پایین بیاورید ، به او بگویید " اجازه نداری روی میز بایستی ، خودت پایین می آیی یا من كمكت كنم ؟ " در این صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می كنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .
    هر گاه ازكودك خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس كنید .


  4– فرزند خود را برای حضور در جمع آماده كنید. قبل از هر وضع جدیدی همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در جشن تولد ، موقعیت را برای او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان كنید . به طور مثال بگویید : وقتی سوار هواپیما می شویم ، در آنجا صندلی مخصوص خودت را داری و باید كمربندت را ببندی . می توانی كتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی كوچكی بازی كنی . وقتی فردا به جشن تولد می رویم ، از تو انتظار دارم شلوغ نكنی و هنگامی كه دوستت كادوهایش را باز می كند ، بنشینی و تماشا كنی .


  5 – به كودك كمك كنید كه كمی جلوتر را ببیند . بچه ها در هر موقعیتی كه قرار دارند ، رویدادهای بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می كنند . برای همین ، هنگام گــذر از مرحله ای دیگر ، دچار مشكل می شوند . بنا براین بهتر است هنگامی كه می خواهید او را از جایی كه دوست دارد به جای دیگری ببرید ، ابتدا پنج دقیقه قبل او را مطلع كنید كه تا چند لحظه دیگر باید اینجا را ترك كنید . اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگری ببرید باعث آزار او می شوید .

 6 – از جایی كه برای او مشكل ساز است دور شوید. اگر هر بار با كودكتان به سوپر ماركت رفتید و با مشكلاتی روبرو شدید ، زمانی به آنجا بروید كه كسی از او نگهداری می كند . بهتر است مدت یك ماه به او فرصت دهید و او را همراه خود به خرید نبرید ، این مدت ، زمان مناسبی است كه این چرخه ی منفی بشكند و به شما و فرزندتان اجازه دهد كه روال عادی پیدا كنید .
علت انجام هر كاری را برای كودك توضیح دهید.

 7 – در هر مرحله او را راهنمایی كنید . كارهای روزمره را به طور منظم انجام دهید . لباس پوشیدن ، مسواك زدن ، باز كردن در ، تمیز كردن اسباب بازیها ، رفتن به رختخواب ، همه ی اینها مجموعه ای هستند كه رویدادهای مهم روزانه محسوب می شوند. شما می خواهید فرزندتان هر یك را با موفقیت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبی داشته باشد . دقت كنید كه هر یك از مراحل رشد كودكتان در كارهای روزمره پنهان شده است . او به تدریج می تواند كفشهایش را بپوشد و یا به حمام برود . شما نخست باید او را از لحاظ فیزیكی ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمایی كنید و بعد فقط نظاره گر باشید . مثلاً به او بگویید : " من نمی توانم لباست را دربیاورم ؛ اما تو را تماشا می كنم كه چطور این كار را می كنی ."

 8 – گاهی بعضی امور را به كودك یادآوری كنید . بچه ها به راحتی ممكن است چیزی را فراموش كنند . این وظیفه شماست كه بعضی موارد را به آنها تذكر دهید . مثلاً اگر كودك شما فراموش كرد به دستشویی برود . باید با مهربانی به او بگویید " وقت دستشویی" رفتن است . یك كلمه ی یاد آوری برای او بسیار مفید خواهد بود . به جای اینكه بگویید " اتاقت را مرتب كن " بهتر است به مورد مشخصی اشاره كنید . یعنی بگویید كتاب ها را در قفسه آبی، و اسباب بازی ها را در قفسه پایینی بگذار. هر قدر فرمان های شما واضحتر باشد پذیرفتن آنها برای كودك آسانتراست .

 9– هنگام فرمان دادن به كودك ، از دستورات واضح و روشن استفاده كنید. علت انجام هر كاری را برای كودك توضیح دهید. همانطور كه شما و فرزندتان در حال مسواك زدن هستید ، برای آگاهی او توضیح دهید كه چه كار می كنید و چرا . مثلاً بگویید : " ببین من خمیر دندان را به تمام دندانم می رسانم . می خواهم همه ی جوجوهایی كه آنجا زندگی می كنند را در بیاورم . حالا با آب ، دهانم را می شویم ، غرغره می كنم و بعد آب دهانم را بیرون می ریزم . بیا با هم این طوری مسواك بزنیم ".

 

 

فتارهای پرخاشگرانه در کودکان دلایل مختلفی دارد که برای هر کدام باید راه کار مناسبی در نظر گرفت.  معمولاً کودکان برای اجابت خواسته‌هایشان گریه می‌کنند و سر و صدا راه می‌اندازند. خواستن بستنی و شکلات بیشتر جزو مواردی است که کودکان را وادار به گریه و سر و صدا می‌کند . بهترین واکنش از طرف والدین بی‌توجهی به گریه بی مورد کودک است. برای حفظ سلامت جسمی و روانی   کودک نمی‌توان به خواست غیرمنطقی او پاسخ مثبت داد.


 خوردن چندین بستنی یا شکلات آسیب جدی به سلامت کودک وارد می‌کند و از طرفی برآوردن خواسته‌های کودک او را از منظر روانی متوقع می‌کند.گاهی برخی والدین برای از سر باز کردن کودک و جلوگیری از سر و صدای او در محیط به خواسته‌های غیرمنطقی‌اش پاسخ می‌دهند که این موضوع می‌تواند آینده کودک را تحت تاثیر قرار دهد .

  موقع گریه کودک آئینه بزرگی را جلوی او بگیرید

  گرفتن آئینه مقابل کودک را راهکار دیگری برای تغییر رفتار گریه کردن در کودک عنوان کرد              وقتی کودکی خیلی گریه می‌کند می‌توان آئینه بزرگی را مقابل او گرفت و از او خواست تا خودش را در آن تماشا کند.  گفتن جمله‌هایی مانند نمی‌خواهیم چهره تو را این گونه که در آئینه دیده می‌شود ببینیم موجب تفکر کودک نسبت به رفتارش می‌شود. رفتاری که موجب در هم رفتن چهره‌اش شده است .

  دست‌های کودک را برای 15 ثانیه بگیرید

   راه دیگری هم برای کنترل پرخاشگری کودک وجود دارد. والدین می‌توانند دست‌های کودک پرخاشگر را به مدت 15 ثانیه در دستشان گرفته و در چشمان او نگاه کنند. وی ادامه داد: این رفتار باید خنثی و بدون اخم کردن والدین باشد. از طرفی نباید کلامی بین 2 طرف رد و بدل شود. هر چند بی‌توجهی می‌تواند موجب خاموشی رفتار پرخاشگرانه شود، اما ممکن است کودک پس از مدتی از این شیوه برای رسیدن به خواسته‌هایش استفاده کند. بنابراین توجه به گریه او می‌تواند دوباره رفتار نادرست گریه کردن برای رسیدن به خواسته‌ را در او به وجود آورد .

 توجه به رفتارهای پرخاشگرانه کودک می‌تواند موجب تثبیت آن شود بنابر این بهترین واکنش خنثی بودن است.

شما خواننده گرامی اگر راهکاری دارید در قسمت نظرات ارائه بفرمایید 

 
 
نحوه برخورد والدين با كودكان لوس
كودكان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدي‌ هستند و براساس‌ اين‌ كه‌ در سال‌هاي‌ اوليه‌ زندگي‌ چگونه‌ تربيت‌ شوند و آموزش‌ ببينند، سبك‌ خاص‌ رفتاري‌ پيدا مي‌ كنند.
 

 امام على عليه ‏السلام :

خوش اخلاقى در سه چيز است: دورى كردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسايش و رفاه براى خانواده.

 

 كودكان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدي‌ هستند و براساس‌ اين‌ كه‌ در سال‌هاي‌ اوليه‌ زندگي‌ چگونه‌ تربيت‌ شوند و آموزش‌ ببينند، سبك‌ خاص‌ رفتاري‌ پيدا مي‌ كنند. اين‌ سبك‌ رفتاري‌ الگويي‌ تقريباً ثابت‌ و دائمي‌ براي‌ آنها به‌ وجود مي‌آورد، و تعيين‌ كنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهاي‌ آنان‌ نيز مي ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شيوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و اين‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقي‌ با ساختار ژنتيكي‌ هر فرد، باعث‌ مي‌ شود كه‌ شخصيت‌هايي‌ بسيار متفاوت‌ و متمايز شكل‌ بگيرند.

رشد اجتماعي‌ كودكان‌ يكي‌ از حيطه‌ هاي‌ رشدي‌ است‌ كه‌ دقيقاً به‌ ما نشان‌ مي ‌دهد آيا فرزند مطابق‌ با سن‌ تقويمي‌ يا شناسنامه ‌اي‌ خود رفتار مي ‌كند يا خير؟ و اگر مطابق‌ با سن‌ شناسنامه‌ اي‌ رفتار نمي‌ كند چه‌ دلايلي‌ براي‌ اين‌ مسئله‌ وجود دارد و رفتارهاي‌ او چگونه‌ شكل‌ گرفته‌ است؟ يكي‌ از سبك‌هاي‌ غلط‌ رفتاري‌ كودكان، ناتواني‌ در ايجاد و برقراري‌ رابطه‌ سالم‌ با همسالان‌ است؛ يعني‌ كودكاني‌ وجود دارند كه‌ راه‌هاي‌ برقراري‌ ارتباط‌ سالم‌ را نمي‌ دانند. اين‌ گروه‌ از كودكان‌ بعضاً تحت‌ عنوان‌ «كودكان‌ لوس» نامگذاري‌ مي‌شوند. آن‌ چه‌ در اين‌ نوشتار مورد بحث‌ قرار مي ‌گيرد عوامل‌ مؤثر در شكل‌ گيري‌ اين‌ گونه‌ رفتارهاست.

چرا كودكان‌ لوس‌ مي ‌شوند؟

يكي‌ از دلايل‌ لوس‌ شدن‌ كودكان‌ روش ‌هاي‌ غيرقابل‌ قبول‌ والدين‌ به‌ لحاظ‌ تربيتي‌ است؛ والدين‌ محبت‌ كنندهِ افراطي‌ كه‌ معيارهاي‌ تربيتي‌ و روش‌هاي‌ يادگيري‌ را در نظر نمي‌ گيرند و صرفاً با محبت‌هاي‌ بي‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعي ‌شدن‌ رفتارهاي‌ كودكان‌ مي‌ شوند. چنين‌ كودكاني‌ معناي‌ صبر و تحمل‌ را در زندگي‌ نمي‌آموزند و انسان‌هايي‌ عجول‌ و شخصيت‌هايي‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد.

 

آيا مي ‌توان‌ كودكان‌ لوس‌ را اصلاح‌ كرد؟

بله؛ چنانچه‌ والدين‌ از روش‌هاي‌ غير قابل‌ قبول‌ دست‌ بردارند و در مورد فرزندان‌ خود قوانين‌ تربيتي‌ درستي‌ را اعمال‌ كنند، و به‌ شرط‌ آن‌ كه‌ روش‌هاي‌ جديد ثابت‌ و مستمر باشد، مي‌ توان‌ اميد داشت‌ كه‌ اين‌ روش‌ها به تدريج‌ مؤثر واقع‌ شوند.

نقش‌ تشويق‌ و تنبيه‌ در تربيت‌ كودك‌

تشويق‌ و تنبيه‌ دو روش‌ متفاوت‌ تربيتي‌ هستند و بايستي‌ ويژگي‌هايي‌ داشته‌ باشند تا مؤثر واقع‌ شوند. اين‌ دو روش‌ چنانچه‌ به‌ موقع‌ و با اصول‌ درست‌ اعمال‌ گردند، مي ‌توانند از لوس‌ شدن‌ كودكان‌ جلوگيري‌ كنند. معمولاً كودكان‌ لوس، والدين‌ تسليم‌ شونده‌ دارند. آنها در مقابل‌ خواسته‌ هاي‌ كودك‌ فوراً تسليم‌ مي‌شوند و هر آن‌ چه‌ كه‌ او طلب‌ كند، برايش‌ فراهم‌ مي‌كنند. در خانواده‌اي‌ كه‌ كودك‌ لوس‌ پرورش‌ داده‌ مي‌شود، اثري‌ از روش‌هاي‌ تنبيهي‌ مناسب‌ ديده‌ نمي ‌شود. يعني‌ چنانچه‌ كودك‌ كار اشتباهي‌ مرتكب‌ شود يا اين‌ كه‌ بخواهد تعيين ‌كننده‌ باشد و به‌ والدين‌ خود دستور دهد يا اين‌ كه‌ با داد و فرياد و عصبانيت‌ حرف‌ خود را به‌ كرسي‌ بنشاند، در اين‌ خانواده‌ هيچ‌ گونه‌ روش‌ مناسبي‌ براي‌ جلوگيري‌ از اين‌ رفتارها و جهت ‌دهي‌ به‌ آنها وجود ندارد. اين‌ نوع‌ خانواده‌ها از لحاظ‌ روان شناسي به‌ خانواده‌هاي‌ محبت‌ كنندهِ افراطيِ آزاد گذارنده‌ معروف اند؛ خانواده‌هايي‌ كه‌ بي ‌نهايت‌ توجه، محبت‌ و محافظت‌ در مورد فرزندان‌ خود دارند و در عين‌ حال‌ آنها را براي‌ انجام‌ هرگونه‌ عملي‌ آزاد مي ‌گذارند.

 

اين‌ مسئله‌ بسيار اهميت‌ دارد كه‌ ميزان‌ مقاومت، ايستادگي‌ و انعطاف‌ خود را در برابر فرزندانمان‌ مورد بررسي‌ قرار دهيم. بعضي‌ از والدين‌ پس‌ از مقاومتي‌ كوتاه‌ در مقابل‌ تقاضاهاي‌ فرزند، تسليم‌ مي‌ شوند و خواسته‌ هاي‌ كودك‌ را به‌ همان‌ شكلي‌ كه‌ او مي‌ خواهد برآورده‌ مي‌ كنند. محبت‌ در حد متعادل، توجه‌ به‌ نيازها و برآوردن‌ آن‌ها در حد معقول‌ و داشتن‌ روش‌ هاي‌ مناسب‌ و علمي‌ براي‌ تشويق‌ و تنبيه‌ كودكان‌ از جمله‌ مواردي‌ است‌ كه‌ بايستي‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد.

 

والديني‌ محبت‌ كننده‌ و در عين‌ حال‌ قاطع‌ باشيم‌

وقتي‌ صحبت‌ از قاطع ‌بودن‌ به‌ ميان‌ مي ‌آيد، برخي‌ از والدين‌ تصور مي‌كنند كه‌ جدي‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ اين‌ معناست‌ كه‌ مثلاً پرخاشگر هم‌ باشيم‌ و يا اين‌ كه‌ چنانچه‌ فرزندمان‌ از ما پيروي‌ نكرد، با زور و خشونت‌ مواردي‌ را به‌ او تحميل‌ كنيم. حال‌ آن‌ كه‌ در مقوله‌ هاي‌ تربيتي، قاطع‌ و جدي‌ بودن‌ به‌ اين‌ معناست‌ كه‌ از اصولي‌ پيروي‌ كنيم‌ و قوانيني‌ براي‌ فرزندانمان‌ داشته‌ باشيم، به‌ علاوه، اصرار به‌ اجراي‌ آن‌ قوانين‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد. ثبات‌ خُلق‌ و ثبات‌ انديشه‌ و رفتار در والدين‌ ضروري‌ است. چنانچه‌ اصول‌ تربيتي‌ خود را تغيير دهيم‌ و به‌ گفته‌ هاي‌ خود چندان‌ اعتقادي‌ نداشته‌ باشيم، فرزندان‌ به‌ اصول‌ و قوانين‌ خانواده‌ پايبند نخواهند شد. پس‌ جدي‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ معناي‌ آن‌ است‌ كه‌ در اجراي‌ اصول‌ و قوانين‌ خانواده‌ باري‌ به‌ هر جهت‌ رفتار نكنيم.

 

همه‌ چيز به‌ موقع‌ و در زمان‌ خود بايستي‌ انجام‌ پذيرد

چنانچه‌ كودكان‌ از قوانين‌ خانواده‌ پيروي‌ نكنند و حتي‌ خلاف‌ آن‌ عمل‌ كنند، براي‌ مثال‌ در جمع‌ فاميل‌ رفتاري‌ از آنها سر بزند كه‌ مطابق‌ با موازين‌ تربيتي‌ نباشد، آيا لازم‌ است‌ كه‌ مثلاً در جمع‌ مورد تنبيه‌ يا سرزنش‌ قرار گيرند؟ مسلماً نه؛ يادآوري‌ نكات‌ تربيتي‌ و قوانين‌ مورد نظر به‌ كودك‌ بايستي‌ در منزل‌ و به‌ طور خصوصي‌ صورت‌ گيرد. كودكان‌ براي‌ قضاوت‌ ديگران‌ راجع‌ به‌ خودشان‌ اهميت‌ فراواني‌ قائلند و چنانچه‌ در حضور ديگران‌ مورد توبيخ‌ قرار گيرند رنجيده‌ خاطر مي‌ شوند و در پاره‌اي‌ موارد رفتارهاي‌ تلافي ‌جويانه‌ از آنها سر خواهد زد. چنانچه‌ حريم‌ خانواده‌ امنيت‌ و اطمينان‌ لازم‌ را براي‌ كودك‌ فراهم‌ كند، او به‌ راحتي‌ مي ‌تواند اشتباهات‌ خود را بپذيرد و هر موردي‌ را كه‌ به‌ او تذكر داده‌ شود تغيير دهد.

 

مي‌ توانيم‌ به‌ جاي‌ نااميدكردن‌ مكرر و پي‌ در پي‌ كودكان، آنها را به‌ داشتن‌ رفتارها و انديشه ‌هاي‌ خوب‌ و مثبت‌ تشويق‌ كنيم. به‌ علاوه، لازم‌ است‌ از شتابزدگي‌ بپرهيزيم. در واقع‌ بايستي‌ به‌ مراحل رشد کودک دقت‌ داشته‌ باشيم؛ و به‌ اين‌ نكته‌ مهم‌ توجه‌ كنيم‌ كه‌ آيا كودك‌ براي‌ انتظاري‌ كه‌ از او داريم‌ آمادگي‌ لازم‌ را دارد؛ يا خواسته‌ و انتظار ما بالاتر از سن‌ و توان‌ اوست؟ رفتارهاي‌ كودكان‌ و همين‌ طور يادگيري‌ بسياري‌ از رفتارها به‌ رشد سيستم‌ عصبي‌ - مركزي‌ مربوط‌ مي‌شود. پختگي‌ سيستم‌ عصبي‌- مركزي‌ بايستي‌ انجام‌ شود تا كودكي‌ قادر باشد صحبت‌ كند، حركت‌ كند، راه‌ برود، معناي‌ بسياري‌ از مطالب‌ را درك‌ كند و خود قادر به‌ انجام‌ عمل‌ باشد. پس‌ انتظار پيش‌ از موقع‌ و در واقع‌ انتظارات‌ زودرس‌ از كودكان‌ باعث‌ فشارها و استرس‌هاي‌ روحي‌ براي‌ آنان‌ مي‌ شود و چنانچه‌ كودكان‌ نيز با كلام‌ و زبان‌ خود، والدين‌ را از اين‌ وضعيت‌ آگاه‌ نكنند، اين‌ فشارها به‌ گونه‌ اي‌ ديگر خود را نشان‌ مي ‌دهند. مثلاً ممكن‌ است‌ به‌ صورت‌ علائم‌ و نشانه‌هاي‌ جسماني‌ يا حركت‌ها و پرش‌هايي‌ كه‌ به‌ تیک عصبي‌ شناخته‌ مي‌شوند ظاهر گردند.

 

والدين‌ محبت‌ كنندهِ افراطي‌ كه‌ معيارهاي‌ تربيتي‌ و روش‌هاي‌ يادگيري‌ را در نظر نمي‌ گيرند و صرفاً با محبت‌هاي‌ بي‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعي ‌شدن‌ رفتارهاي‌ كودكان‌ مي‌ شوند. چنين‌ كودكاني‌ معناي‌ صبر و تحمل‌ را در زندگي‌ نمي‌آموزند و انسان‌هايي‌ عجول‌ و شخصيت‌هايي‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد. اهميت‌ و ضرورت‌ دانستن‌ مطالب‌ و نكات‌ مطرح‌ در مورد رشد كودكان‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ والدين‌ اين‌ شناخت‌ را مي دهد كه‌ به‌ انتظارات‌ خود نگاه‌ مجددي‌ داشته‌ باشند تا چنانچه‌ انتظارات‌ و خواسته ‌هاي‌ آنها بيش‌ از حد توان‌ فرزندان‌ است‌ و يا برعكس، خواسته‌هايشان‌ بسيار كمتر از توانمندي‌ كودكان‌ است، رفتارهاي‌ خود را اصلاح‌ كنند.

 

فرصت‌هايي‌ كه‌ به‌ كودكان‌ داده‌ مي ‌شود تا در جمع‌ همسالان‌ خود قرار بگيرند باعث‌ مي ‌شود كه‌ ضمن‌ بازی، با هم‌ ارتباط‌ برقرار كنند و بسياري‌ رفتارهاي‌ اجتماعي‌ را از يكديگر بياموزند. همكاري، تعاون، اشتراك‌ و نظاير آن‌ از مفاهيمي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ با قرار دادن‌ كودكان‌ در گروه‌ همسن‌ به‌ آنها آموخت.

 

نتيجه‌ گيري‌

رفتارهايي‌ كه‌ از كودكان‌ سر مي ‌زند و در واقع‌ سبك‌ زندگي‌ آنان‌ را نشان‌ مي ‌دهد، آموختني‌ و اكتسابي‌ است. بنابراين‌ آن‌ چه‌ در مورد شخصيت، عادات، تجربيات‌ و يادگيري‌ كودكان‌ مشاهده‌ مي‌ كنيم، همه‌ نشأت ‌گرفته‌ و تأثيرپذير از محيط‌ زندگيشان‌ است. روش‌هايي‌ كه‌ والدين‌ در قبال‌ فرزندان‌ اعمال‌ مي‌كنند، از جمله‌ روش‌هاي‌ تشويقي‌ و تنبيهي، قوانين‌ و مقررات‌ در خانواده، نحوه‌ اجراي‌ قوانين‌ خانواده، انعطاف‌ داشتن، سختگير، قاطع‌ و يا تسليم‌ شونده‌ بودن‌ در ساخت‌ فكري‌ كودكان‌ و رفتارهاي‌ آنان‌ بسيار مؤثر است.

 

 

تربیت کودک از چه سنی باید شروع شود؟

 ازاستادی سوال شد که تربیت فرزند را از چه سنی باید آغاز کرد استاد لبخندی زد وگفت :حداقل 25 سال قبل از تولد فرزند .

یعنی باید از کودکی خود را تربیت نمود تا فرزندی شایسته تربیت کنیم.



 

امتحانات همیشه برای اکثر دانش آموزان همراه با استرس و فشار روانی بوده است که در اغلب اوقات باعث بدبینی نسبت با مدرسه و نظام آموزشی گردیده وآنها را از مدرسه گریزان می کند.چه بسا بسیاری از بیماری های روان تنی نیز در اثر همین استرس های مداوم ایجاد می گردد.اما ما می توانیم با اقداماتی اثر مخرب آن را از بین ببریم که یکی از انها می تواند برگزاری جشن پایانی در پایان نوبت اول و دوم باشد که بتواند خاطره ای خوشایند از درس و مدرسه در ذهن دانش آموزان برجای بگذارد.

یادمان باشد که هدف از درس و مدرسه و اموزش انواع دروس ،آموختن مهارت زندگی کردن موفق در بزرگسالی است


 

دوره اموزش خانواده در بهمن ماه 1391 با حضور فعال اولیا دانش آموزان در مجتمع آموزشی سفارت ج.ا.ایران در عشق آباد طی 10جلسه برگزار می گردد.

به اولیایی که در این جلسات حضور فعال داشته باشند در پایان دوره گواهی طی دوره اموزش خانواده اعطا خواهد شد.

اهم موضوعاتی که به آنها پرداخته می شود:

1-مهارت های زندگی(همسر داری-مهارت های ارتباطی-مهارت های مقابله با خشم و...)

2-اختلالات رفتاری کودکان و فرزندان وراههای رفع آن

3-بلوغ


 

بزرگی می فرمود

بعضی وقت ها نباید حرف زد و خبر داد. فقط باید عمل کرد...

اشکال ما اینه که داستان سرایی می کنیم..به جای اینکه داستان، خلق کنیم


 
 

ویژگیهای مردانه را بشناسید

آشنایی با تفاوت های جنسیتی مهارت است. تا به حال فکر کرده اید که به عنوان یک زن چه چیزهایی باید در مورد ویژگی های جنسیتی همسرتان بدانید؟

معمولا خانم ها می گویند ما یک سرزمین ناشناخته ایم که آقایان در مورد ما چیزی نمی دانند اما احتمالا با خواندن این مطلب متوجه می شوید سرزمین ذهن آقایان هم چندان برای خانم ها شناخته شده نبوده است.
یادتان باشد دانستن این تفاوت های جنسیتی مانع خیلی از دعواهای بی مورد میان همسران می شود و به آنان کمک می کند اختلاف های شان را بهتر مدیریت کنند.

ویژگی های مردانه که هر زنی باید بداند

 

اقتدارطلبی مردان:

روانشناس ها می گویند  یک تفاوت هست که مردها را از زن ها متفاوت می کند، آن ویژگی رقابت جویی و اقتدارطلبی مردهاست. مردها از اول بچگی یاد می گیرند رقابت طلب باشند تا موفق شوند. حتما شما هم پسربچه هایی را دیده اید که در بازی همدیگر را هل می دهند و به هم دستور می دهند. حتما هم می دانید تفنگ، ماشین و البته بازی های رایانه ای رقابتی محبوب ترین وسایل بازی پسربچه ها هستند؛ چیزهایی که آنها را برای نشان دادن اقتدارشان و پیروزی بر رقیب آماده می کند. از طرف دیگر هورمون تستستورون یا هورمون مردانه هم آنان را برای این رقابت جویی که گاهی به پرخاشگری تبدیل می شود، آماده می کند.

نصیحت پذیر نبودن مردها:

مردها به خاطر ویژگی اقتدارطلبی شان با هر چیزی که نشاندهنده این باشد که توانایی شان زیر سوال رفته است، مقابله می کنند. یکی از چیزهایی که به نظر مردان نشان دهنده زیر سوال رفتن اقتدار است، نصیحت کردن همسرانشان خواهد بود. حتما شما هم تجربه این را داشته اید که اگر روی یک موضوع بیش از حد اصرار کنید، شوهرتان آن را انجام نمی دهد یا با نق زدن و نارضایتی انجامش می دهد. هدف مردها در این مواقع این نیست که شما را ناراحت کنند یا با حرفتان موافق نباشند، مسئله این است که لحن نصیحت گرانه شما باعث موضع گیری او شده است. کافی است لحن تان را جوری عوض کنید انگار که دارید در زمین او بازی می کنید.

راه حل سریع مردها:

وقتی برای مردها مشکلی را تعریف می کنید، بیشتر از هر چیزی در سرشان به فکر راه حل آن مشکل هستند. برای شما به عنوان یک زن احتمالا از همه مهمتر این است که شوهرتان مشکل شما را بشنود و با شما همدردی کند اما برای آنان مهم این است که به عنوان کمک، راه حل مشکل شما را بگویند، ضمن اینکه پیدا کردن راه حل نشاندهنده توانایی آنهاست. به هر حال راه حل دادن سریع اصلا به معنای نادیده گرفتن حس شما و حوصله نداشتن حرف های شما نیست. آنان فکر می کنند شما به این خاطر مشکلتان را تعریف کرده اید تا راه حلی پیدا کنید. گاهی سکوت مردها هم به همین معناست. سکوت می کنند چون راه حلی ندارند!

خونسردی مردان:

«مردها اصلا عاطفه حالی شان نمی شود.» این اتهامی است که خیلی از خانم ها به آقایان می زنند اما روان شناسان حرف دیگری دارند. آنها می گویند چیزی که خانم ها و آقایان را در این مورد از هم متفاوت می کند این است که آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند اما برای خانم ها تقریبا همه چیز می تواند عاطفی باشد. به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخیل می کنند اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.
عصب شناس ها می گویند دلیل این قضیه این است که مرکز عاطفه در مردها فقط در نیمکره راست مغز است اما در خانم ها مراکز عاطفه در هر دو بخش چپ و راست مغز پراکنده اند. مرکز صحبت کردن و تفکر منطقی سمت چپ مغز است برای همین تفکر منطقی خانم ها با عواطف شان در هم آمیخته است اما مردها می تواننند این دو را از هم جدا کنند. این تفاوت جنسیتی، در دعواهای بین خانم ها و آقایان خیلی خوب خودش را نشان می دهد.
وقتی خانم ها وسط بحث با شوهرشان داغ می کنند یا عصبانی می شوند یا گریه می کنند یا هر دو، معمولا همزمان تعجب می کنند چطور شوهرشان همچنان خونسرد ایستاده و منطقی بحث را پیش می برد. در واقع آقایان غیرعاطفی نیستند. گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نیست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند. آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند.
سکوت مردان:

مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روانشناس ها آن را ثابت کرده است. روانشناس ها می گویند زن ها روزانه 6 هزار تا 8 هزار لغت به کار می برند اما مردها یک سوم این تعداد کلمات را می گویند. دلیل این پدیده آن جور که عصب شناس ها می گویند این است که مرکز تکلم در مردها فقط در سمت چپ مغزشان واقع شده است اما مرکز تکلم در زن ها هم در سمت راست و هم در سمت چپ مغز وجود دارد. البته روانشناس های تکاملی می گویند مردها در طول هزاران سال یاد گرفته اند کم حرف باشند. آنها می گویند هزاران سال پیش مردها برای شکار باید ساکت کمین می کردند وگرنه شکار در می رفت و بقای خانواده به خطر می افتاد. از آن طرف زن ها باید با هم گروهی های خانم خودشان حرف می زدند و از بچه های شان مراقبت می کردند. بقای آنها به همین رابطه داشتن بر می گشت. مردها در طول رشد هم دیرتر زبان باز می کنند و مهارت های کلامی شان از زن ها کمتر است. در ادامه به این شکل های متفاوت حرف زدن مردان و زنان می پردازیم.

تیتروار حرف زدن مردها:

اگر صحبت کردن د ر مورد مسائل روزمره را به دو شیوه گزارش توصیفی وگزارش علمی تقسیم کنیم، زن ها به شیوه توصیفی و مردها به شیوه علمی حرف می زنند. در واقع خانم ها، بیشتر در مورد جزئیات حرف می زنند اما حرف زدن مردها بیشتر منطقی و علمی است. آنها آن چیزی که فکر می کنند گفتنش لازم است را می گویند. برای همین به نظر می رسد مردها فقط تیتر اتفاق ها را می گویند و نه شرح آنها را. این اصلا به این معنا نیست که شوهرتان نمی خواهد شما از اتفاقات روزمره خبردار شوید، یا شما را لایق دانستن آنها نمی داند. مردها به طبیعت خودشان رفتار می کنند و شما نباید با دید زنانه خودتان حرف های آنها را تفسیر کنید.

صراحت مردان:

زن ها معمولا غیرمستقیم حرف خودشان را می زنند و گلایه دارند چرا مردها حرف های شان را نمی فهمند. مثلا ممکن است شما به همسرتان بگویید چایی نمی خوری و منظورتان این باشد که بای با هم چایی بخوریم اما مردها معمولا به درون خودشان مراجعه می کنند و اگر چایی میل نداشته باشند با صراحت این را می گویند. این صراحت نشانه بی ادبی یا بی توجهی همسرتان نسبت به شما نیست. او فقط طبق طبیعت مردانه اش به شما گوش می دهد.

دستور دادن مردان:

مردها از بچگی به امری حرف زدن عادت می کنند و دخترها به پیشنهادی حرف زدن. پسرها در بازی های شان می گویند: «توپ را بنداز برای من!» اما دخترها می گویند: «می یاین با هم خاله بازی کنیم؟» هم دخترها و هم پسرها به خاطر شیوه خاص حرف زدن خودشان تشویق می شوند و این نوع حرف زدن در آنها نهادینه می شود. اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند. اینکه در دنیای زنانه و ظریف خودتان که همه جمله ها را ترجیحا به صورت پیشنهاد می گویید تا به صورت امر، جملات مردانه را تفسیر کنید چیزی را حل نمی کند.

 

دستـخط و ارتـباط با شخصیـت انـسان



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کسانى که دستخطى نامرتب دارند

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.

کسانى که دستخط مرتب و خوانایى دارند

مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند

احتمال اینکه فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاد است و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند

به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

کسانی که دستخط تند و شتابزده اى دارند

احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از اینکه در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

کسانی که دستخط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند

در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستند و نمى توانند قبول کنند که گاهى باید با دیگران کنار بیایند و به آن ها توجه کنند و همچنین اطرافیان به ندرت از آنچه درون آنها مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

کسانی که دستخطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند

این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که در خواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند.

کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد

احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت و اعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

کسى که دستخط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد

این فرد، فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.

کسی که دستخط ملایم و کشیده اى دارد

آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.

کسى که کلمات را با فاصله و بازباز مى نویسد

خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند.

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آنها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.

اگر کلمات را درهم و فشرده مى نویسید

احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.

اگر شما خود را داراى دستخط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید

احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.

اگر درشت مى نویسید

این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.