آموزش خانواده ها ،نیازهاوضرورت ها

وبلاگ در خصوص مسائل خانواده و چالش هاي پيش روي آن است

لحظه هاعریانند،

                        به آنهاجامه اندوه مپوشان

                                               نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی

                                                                                                          و به کوتاهی لحظه شادی که گذشت

                                        غصه هم      می گذرد

 

راز زندگی

غنچه با دل گرفته گفت:

زندگی

         لب زخنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

گل به خنده، گفت:

زندگی ،شکفتن است

با زبان سبز،راز گفتن است

حال نظر شما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

امروز معلم میگفت دو خط موازی هيچگاه به هم نميرسند ،

مگر اينکه یکی از آنها خود را بشکند ، 

گفتم من که خودم را شکستم ؛

پس چرا به او نرسيدم؟ 

لبخند تلخي زد وگفت ؛ 

شايد اوهم به سوی خط ديگری شکسته باشد ...!!

 

 

انسان رود است و روان ،آب مانده مرداب است و مرداب مرگ آب .

امام علی (ع)

به سان رود...
که در نشیب دره..
سر به سنگ می زند...
رونده باش...
امید هیچ معجزی ز مرده نیست...
زنده باش...

http://www.esfahanebidar.ir/wp-content/uploads/2014/01/NatureGif_Persian-Star_012.gif

 
آقایان بخوانند؛ زنان به این جملات نیاز دارند!
 
آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می تواند روی زندگی مشترک تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک تان را بیشتر کند. اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آن ها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشنا تر شوید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.


● چقدر زیبایی

زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آن ها بگویید که چه چهره زیبا یی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از این که گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد. البته بی گدار به آب نزنید و بدون آن که برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی… او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید. 

● تو خیلی خاصی 

این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آن ها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آن ها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد. شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند. 

● با تو بودن بی نظیر است… 

زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند. با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند. 

● دوستت دارم 

اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت. 

● متاسفم 

برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید. این که شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم! 

● همه چیز را درست می کنم 

حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید. اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد. 

● بیا صحبت کنیم 

اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد. پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.
 

قوانین برخورد با آقایان: وقتى با مرد صحبت مى‏كنيد!

 
وقتى زن از مرد براى گوش دادن به حرفهايش قدردانى مى‏كند به تدريج مرد نيز حرف بيشترى براى زدن خواهد داشت. مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خيلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد.
 
قوانین برخورد با آقایان - وقتى با مرد صحبت مى‏كنيد 
وقتى مرد از شما فاصله مى‏گيرد، وقت خوبى براى گفتگوى با او براى نزديك‏تر شدن به وى نيست. بگذاريد كناره بگيرد. بعد از مدتى بر مى‏گردد. او باز هم عاشقانه و دلسوز خواهد بود و به گونه ‏اى عمل خواهد كرد كه گويى هيچ اتفاقى نيفتاده است. آن گاه وقت گفتگو با او خواهد بود. 
وقتى زن مى‏خواهد صحبت كند يا براى نزديك شدن به او احساس نياز مى‏كند، بايد حرف بزند و انتظار نداشته باشد كه مرد گفت و گو را آغاز كند براى آغاز گفتگو ابتدا زن بايد احساساتش را در ميان بگذارد حتى اگر شريكش حرف زيادى براى زدن نداشته باشد. 
وقتى زن از مرد براى گوش دادن به حرفهايش قدردانى مى‏كند به تدريج مرد نيز حرف بيشترى براى زدن خواهد داشت. مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خيلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد. چيزى كه زنان درباره مريخى ‏ها نمى ‏دانند، اين است كه آنها بايد دليلى براى صحبت داشته باشند. آنها صرفا براى در ميان گذاشتن احساساتشان صحبت نمى ‏كنند.
اگر زن كمى حرف بزند، مرد كم كم درباره ارتباطش با او صحبت مى‏كند. مثلا اگر زن درباره بعضى از مشكلاتى كه در طول روز داشته، صحبت كند، مرد نيز ممكن است در اين باره گفتگو كند و بنابراين آنها مى‏توانند يكديگر را درك كنند.
اگر زن درباره احساسش درباره بچه‏ ها حرف بزند، مرد نيز ممكن است در اين مورد شروع به صحبت كند. اگر مرد هنگام صحبت كردن زن، احساس سرزش يا فشار نكند، به تدريج شروع به صحبت خواهد كرد. 

قوانين ناگفته براى ابراز احساسات 
اگر زن مايل به صحبت‏ كردن با فردى باشد، به طور كلى منتظر مى‏ماند تا طرف مقابل، حرف خود را تمام كند. اين نكته، مؤدب ‏بودن زن را نشان مى‏دهد. او اول «گوش مى‏دهد، سپس صحبت مى‏كند» و يا هنگاميكه از «او سؤال شود آن وقت پاسخ مى‏دهد.»
اين قوانينى كه هيچ ‏جا سختى از آنها به ميان نيامده است، براى مردان، بيگانه هستند. اگر زن منتظر بماند تا همسرش آغازگر گفتگو باشد ممكن است هرگز شانسى براى حرف ‏زدن بدست نياورد زيرا مردان، خودبه ‏خود حرف زيادى براى گفتن ندارند. قوانين ناگفته مردان مى‏گويد: اگر حرفى براى گفتن دارى آن را بگو. آنها نمى‏دانندكه بايد منتظر بمانند تا از آنها سؤال شود. اگر بخواهد حرف بزند، مى‏زند.
هنگاميكه مرد از همسر خود سؤالاتى را مى‏پرسد به ندرت انتظار دارد كه همسرش، متقابلاً سؤالاتى را از او بپرسد. هنگاميكه زن سؤالاتى را از همسرش مى‏پرسد و مرد جواب مى‏دهد، مرد گمان مى‏كند كه با پاسخگويى به سؤالات همسرش او را راضى مى‏كند. 
مردان اصلاً نمى‏دانند كه وقتى بعد از مدتى حرف زدند بايد نوبت را رعايت كنند و سؤالاتى را از همسر خود بپرسند تا او شروع به حرف ‏زدن كند. حتى اگر مرد بداند كه همسرش مايل است تا به سؤالاتى در مورد اتفاقات روزانه خود پاسخ دهد، دوست دارد كه اين كار (سؤال‏ پرسيدن از همسر) را فراموش كند.
وقتى زن از همسر خود سؤالاتى را مى‏پرسد، مرد براى پاسخگويى به آنها آنقدر مشغله فكرى پيدا مى‏كند كه به سختى يادش مى‏ ماند او هم در مورد اتفاقات روزانه، از زن سؤالاتى را بپرسد.
اگر مرد به سؤالات، پاسخ كوتاهى مى‏دهد در اين حالت زن نبايد نوبت را رعايت كند يعنى زن مى‏تواند سؤالات خود را پشت سر هم بپرسد. اگر زن بدون آنكه ابتدا به حرفهاى همسرش گوش كرده باشد، شروع به صحبت‏ كردن در مورد اتفاقات روزانه خود نمايد، اين كار، بى ‏ادبى نسبت به مرد محسوب نمى‏شود.

چگونه مرد را به گوش دادن وادار كنيم؟ 
وقتى زن مى‏گويد: تو منو درك نمى‏كنى، واقعا منظورش اين است كه (الان حرفم رو درك نمى‏كنى، من به راه حل نياز ندارم.) مرد اين گونه می ‏شنود كه زن به راه ‏حل او احتياجى ندارد و در گير بحث درباره اثبات خويش و ارزش راه حلش مى‏شود. در حالى كه زن فقط نياز به صحبت دارد. زن مى‏تواند به شكل ديگرى رفتار كند.
                                   بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |  
 
به قول مادربزرگم هر خانه‌اي بحث و مشاجره‌هاي خاص خودش را دارد و اين مشكل فقط براي من نيست. راست هم مي‌گويد چند باري ديده‌ام كه صحبت زن و شوهري در مورد عوض كردن كانال تلويزيون يا انجام كارهاي خانه يا سپردن برخي مسووليت‌ها، به بحث و جدل كشيده شده... حال و هواي بحث‌هاي اين روزهاي من و همسرم هم دست‌كمي از بحث‌وجدل‌هاي آنها ندارد؛ موعد اجاره خانه سرآمده و امسال هم بدتر از سال‌هاي قبل، قيمت‌ها سر به فلك كشيده. مدتي است با همسرم از اين بنگاه به آن بنگاه مي‌رويم اما هنوز نتوانسته‌ايم، خانه مناسبي پيدا كنيم. همه استرس‌‌هاي دنبال خانه گشتن به كنار، توافق نداشتن بر سر اين مساله كه در منطقه‌اي دورتر خانه بگيريم يا نه، بر شدت اين استرس‌ها افزوده است. گفت‌وگوي ما در مورد اين مساله به هيچ نتيجه‌اي نمي‌رسد كه هيچ، باعث دلخوري و رنجش خاطر بيشترمان هم مي‌شود. قطعا براي شما هم پيش آمده كه در برخورد با دوستان و اطرافيان و از همه مهم‌تر همسرتان بحث‌هايتان شكل مشاجره به خود بگيرد.

گفت‌وگوي «ازدواج و سلامت » اين هفته را با دكتر اعظم صالحي، روان‌شناس و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان بخوانيد تا علت اصلي اينكه چرا برخي گفت‌وگوها شكل مشاجره به خود مي‌گيرد، بدانيد.

چرا گاهي صحبت حتي بر سر مساله‌اي جزئي شكل مشاجره به خود مي‌گيرد؟
در هر جمع انساني و از جمله خانواده، امكان ايجاد بحث و مشاجره با شدت و ضعف‌هاي مختلف وجود دارد که مجموعه‌اي از رفتارهاي مختلف، از جمله پچ‌پچ بين دو نفر، بحث‌، دادزدن، ناسزاگويي، فريادهاي بلندي که همسايه‌ها مي‌شنوند و در نهايت کتک‌کاري، شکستن اشياء و خشونت فيزيکي است. موضوع اين مشاجره‌ها مي‌تواند از کوچک‌ترين تا بزرگ‌ترين مسايل را شامل ‌شود؛ برآورده نشدن انتظاراتي مانند نوبت و برعهده‌گرفتن انجام امور منزل و مسووليت‌ها، چگونگي استفاده از امکاناتي مانند تلويزيون، اتاق، دستشويي و... از سوي ديگر، زن و مردي که با هم يك خانواده را تشكيل مي‌دهند، دو جنس متفاوت‌اند با مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي متفاوت.
علاوه بر اين، هركدام از آنها فرهنگ، خانواده، تاريخچه و مجموعه تجربه‌هاي متفاوتي دارند. پس کاملا طبيعي است که انتظارها و سليقه‌هاي مختلفي داشته باشند. همين تفاوت‌ها باعث اختلاف‌نظر مي‌شود و اختلاف‌نظر هم مي‌تواند باعث بروز بحث و مشاجره شود.
 
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |  
 

سه موضوع است که گفتن آنها هنگام مشاجره، مرد را به شدت عصبانی می‌کند. این حرف‌ها باعث می‌شود همسرتان به کلی از نظر عاطفی از شما فاصله بگیرد و کناره‌گیری کند.

1 ـ هر چیزی که حاکی از این باشد که او توانایی اداره کردن خانواده اش را ندارد:

«اگر پول بیشتری داشتی و درآمدت بیشتر بود لازم نبود این همه قسط روی قسط بگذاریم و همیشه بدهکار باشیم.»

ادامه مطلب |  
اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد.
 
گاهی وقت‌ها، خانم با به کار بردن یک جمله ناخواسته تمام اعصاب و روان آقای خانه را بر هم می‌زند. صبح قبل از بیرون رفتن از منزل، اگر همسرتان بگوید پولم تمام شده یا نوشتن چک فراموشت نشود، چقدر آرامش شما برهم می‌خورد؟! اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد. مگر آن‌که هدف بانویی، به هم ریختگی روحی و شخصیتی آقای خانه باشد! 
-
در هر صورت خانم‌ها باتوجه به محتوای این مطلب باید تلاش کنند از تکرار این حرف‌ها و موقعیت‌های تنش‌آفرین پرهیز کنند. 

۱-  پولم تمام شده
اگر نمی‌توانید هزینه ماهانه خانواده و خرجی روزانه‌تان را محاسبه کنید، ریاضی خود شما اشکال دارد! برای دریافت هزینه منزل به زمان و نحوه دریافت وجه نقد مورد نظرتان توجه کنید.  زمان رفتن و خارج شدن از خانه برای مطرح کردن پول، زمان درستی نیست، شدید‌ترین درگیری‌های خانوادگی می‌تواند به دلیل درخواست مستمر و بی‌موقع پول باشد. ماهی یک‌بار کل هزینه‌های جاری را محاسبه و زمان دریافت خرجی خانه را مشخص کنید. اشتباه نکنید! اگر شما هم شاغل بودید خودتان به‌طورحتم مدیریت مالی را قبول داشتید.

موضوع دیوانه‌کننده برای همسرتان، بی‌موقع مطرح کردن دریافت پول و پی‌درپی بودن آن است. فراموش نشود اشکال شما در نداشتن یک منبع درآمد یا سرمایه‌گذاری و نیز شاغل نبودن‌تان نیست، بلکه مشکل در نبودن یک رویه مشخص جهت مدیریت مالی خانه و شیوه دریافت و هزینه اقتصادی بوده و مثلا برخی از ما فراموش می‌کنیم پاساژگردی یا خرید، تفریح نیست.  

۲- شوهر دوستم این کارو انجام نمی‌دهد؟
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.

پس لطفا توجه داشته باشید مقایسه همسرتان با هر مرد دیگری حتی پدر و برادرتان اثری جز تخریب شخصیت او ندارد! دوست شما، شرایط زندگی و خلق و خوی همسرش کاملا با شرایط واقعی زندگی شما متفاوت است.  ضمن درک تفاوت‌ها سعی نکنید با سر کوفت زدن، کار خود را پیش ببرید چرا که این کار فرجام خوشی نخواهد داشت.
 
بقیه را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید
ادامه مطلب |  
نه‌تنها يك جمله بلكه يك كلمه هم براي ويران كردن يك رابطه كافي است.
مهم نيست كه چند سال از عمر آن رابطه گذشته و مهم نيست كه چقدر عمق دارد، گاهي كلمات مي‌توانند آنقدر ويرانگر باشند كه همه پل‌هاي پشت سر شما را خراب كنند و فرصت ترميم كردن آن رابطه با جملات جادويي ديگر را هم از شما بگيرند اما نگران نباشيد! 

ما جملات و عبارات ممنوعه‌اي را كه ممكن است با به كار بردن‌شان زندگي مشترك‌تان را نابود كنيد با شما در ميان مي‌گذاريم. اگر مي‌خواهيد حس غرور مرد زندگي‌تان را حفظ كرده و انگيزه تلاش براي ساختن زندگي مشترك‌تان را در او تقويت كنيد، بايد خيال به زبان آوردن اين جمله‌ها را از سرتان بيرون بریزید. 

 چه‌كار مي‌كني؟
وقتي همسرتان روي مبل نشسته و با تلفن هوشمندش بازي مي‌كند، ناخودآگاه اين جمله را به زبان مي‌آوريد؟ مي‌دانيم منظورتان از اين كار تجسس كردن در كارهايش نيست اما جمله «چه كار مي‌كني؟» در ذهن همسرتان معنايي پيچيده‌تر از آنچه فكر مي‌كنيد، دارد. او اين جمله را اين‌طور مي‌شنود: «چه‌كار مي‌كني؟ باز مشغول بازي با موبايلت هستي و به جاي اينكه با خانواده‌ات وقت بگذراني مشغول بازي شده‌اي؟ چه‌كار مي‌كني؟

با غريبه‌ها وايبربازي مي‌كني و وارد روابطي شده‌اي كه اگر من بو ببرم حسابت را مي‌رسم؟ و. . . »باورتان مي‌شود كه يك مرد مي‌تواند از جمله ساده همراه با كنجکاوي شما چنين كابوس‌هايي را در ذهنش بسازد؟ اما بهتر است باور كنيد ساختار ذهن مردها به همين اندازه پيچيده و گاهي منفي‌نگر است پس كنجكاوي كوچك‌تان را كنترل كنيد و با چنين جمله بي‌اهميتي يك دعواي اساسي به پا نكنيد. 

تو هم مثل اونايي

با خانواده همسرتان اختلاف داريد و از نظرتان بسياري از رفتارهاي‌شان ايراد دارد؟ در چنين شرايطي بدترين جمله‌اي كه مي‌توانيد در بحث‌هاي زن و شوهري به زبان بياوريد اين است كه بگوييد «تو هم مثل اونايي!» همسرتان دوست دارد در ذهن شما اسطوره‌اي باشد كه هيچ‌كدام از اشتباه‌های ديگران را در رفتارهايش نشان نمي‌دهد. تنها خانواده همسرتان نيست كه نبايد رفتارهاي‌شان را به شريك زندگي‌تان نسبت دهيد، حتي اگر رفتارهاي اشتباه مردهاي ديگر، نامزد سابق‌تان يا اشتباه‌های همسران دوستان‌تان را هم به او نسبت دهيد، به همين اندازه مي‌توانيد دردسر درست كنيد. 

جالب است بدانيد در ميان همه اعضاي خانواده همسرتان، او از اينكه با پدرش مقايسه شود بيشتر از هر چيزي نفرت دارد. درست است كه روانشناس‌ها مي‌گويند پسرها تا اندازه زيادي شبيه پدرشان هستند و حتي اشتباه‌های پدر خود را در زندگي تكرار مي‌كنند اما كمتر پسري است كه حاضر به پذيرفتن اين واقعيت باشد. آنها دوست دارند هميشه يك سر و گردن از پدر خود جلوتر باشند و هيچ‌وقت نمي‌پذيرند اشتباه‌های پدرشان كه از كودكي آنها را آزار مي‌داده را بعدها در زندگي خود تكرار ‌كنند. 
 
بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید
ادامه مطلب |  

کاش می دانستیم زندگی با همه ی وسعت خویش 
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست 
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشا گه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند

 
 
- تعریف کردن داستان های مناسب برای آگاهی کودک :
سعی کنید خاطرات آموزنده خود را در قالب داستانهایی کوتاه و مهیج برای کودک خویش تعریف کنید . انتقال تجربیات شما در قالب داستانهای کوتاه و یا دنباله دار موجب آگاهی و آسیب ناپذیری کودک شما در آینده خواهد شد.
 

۱- تعریف کردن داستان های مناسب برای آگاهی کودک :
سعی کنید خاطرات آموزنده خود را در قالب داستانهایی کوتاه و مهیج برای کودک خویش تعریف کنید . انتقال تجربیات شما در قالب داستانهای کوتاه و یا دنباله دار موجب آگاهی و آسیب ناپذیری کودک شما در آینده خواهد شد.

2- فرزند خود را دوست داشته باشید :
دوست داشتن کودک ، در زیاده روی برای خرید نیست نیاز کودک در گفتگو و تبادل نظر است . وقت گذاشتن و گفتگو نشانه واقعی دوست داشتن است . فیلسوفی نظیر ارد بزرگ می گوید : کودکان برای شاد بودن ، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند . 


3- فرزند خود را با انضباط بار بیاورید:
نظم به عنوان یکی از مصادیق بارز مسئولیت‌ فردی و اجتماعی همواره مورد بوده است. بنابراین والدین به عنوان الگوی رفتاری فرزندان نیاز دارند تا از طریق رفتار خود شیرینی نظم را به فرزندان بیاموزند از جمله مصادیق نظم و انضباط می‌توان به نظم در امور تحصیلی، نظم در سحرخیزی ، نظم در وسایل شخصی و ... اشاره کرد که شیرینی زندگی را چندین برابر افزایش می‌دهد و مشکلات آن را کاهش می‌دهد.


4- مسئولیت خانوادگی را به فرزندان خود آموزش دهید:
شکل گیری احساس مسئولیت در کودکان به عنوان یکی از مهمترین فواید محیطهای مطلوب خانوادگی نام برد. احساس مسئولیت نسبت به وظایف رمز موفقیت خود در زندگی خانوادگی است.بنابراین والدین باید دقت نمایند که مسئولیت آنان خیلی فراتر از فراهم آوردن وسایل زندگی از جمله غذا و لباس و مسکن می‌باشد و نیاز دارند که جامعیت در احساس مسئولیت را به فرزندان خود آموزش دهند.


5- دادن دلگرمی و دوری از بی تابی را به 
فرزندان خود آموزش دهید:
بی‌تابی در مقابل مشکلات در دنیایی که از آن به عنوان عصر تغییرات سریع نام برده می‌شود، به عنوان یکی از وظایف مهم بر دوش والدین سنگینی می کند و آنان وظیفه دارند 


6- برای فرزند خود الگوی خوبی باشید:
برخلاف سایر موجودات که غریزه عامل شکل‌دهی رفتار آنهاست، انسان در بدو تولد تحت تاثیر رفتار و کردار اطرافیان مخصوصا، پدر و مادر قرار می‌گیرد. در این میان والدین به عنوان الگوهای واقعی نیاز دارند تا عواملی همچون صداقت، آراستگی، صبر و بردباری، عفو و گذشت و ... را در رفتار خود مورد توجه قرار دهند تا فرزندانی درستکار را تقدیم جامعه کنند.
 
 
از جمله مهارت های لازم برای مصون ماندن نوجوانان و جوانان در مقابل رفتارهای پرخطر نظیر موادمخدر و روان گردان ها،مهارت جرأتمندی و ابراز وجود است.جرأتمندی مهارتی است که به فرد اجازه می دهد تا بدون بهره گیری از هرگونه خشونت، پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران، بتواند ضمن احترام به حقوق دیگران در قالبی بسیار معقول، آرام، آزادانه، با اعتماد به نفس کامل، نسبت به ابراز مستقیم و صادقانه افکار، احساسات، خواسته ها و ارزش های خود درباره یک موقعیت مبادرت کند و از حقوق خود دفاع کند. بدون اینکه به شأن فردی و اجتماعی اش لطمه ای وارد شود.
ادامه مطلب |  
امروزه ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که ناگزیر از ارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است که هیچ کس قادر نیست بدون کمک ومساعدت وارتباط با دیگران، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد. حال سئوالی که اینجا مطرح می‌ شود این است که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم وجهت افزایش این ارتباط چه کارهایی باید انجام دهیم یا اینکه چه کارهایی نباید انجام دهیم.

در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خویی با هرکس که باشد بد است. اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آن‌ها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده کنیم، اغلب به نتیجه دلخواه می‌ رسیم وبا دیگران در سطح خود آن‌ها ظاهر شدن‌‌ همان برقراری ارتباط موثرمی باشد. بعضی‌ها گمان می‌کند که ارتباط فقط شامل حرف زدن، نوشتن ویا بحث کردن است، این‌ها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می‌گوییم که پیامی در خود دارد که توسط طرف مقابل ما درک می‌شود،  خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی، آگاهانه یا ناآگاهانه، عمدی و…. ولی اگر ادراک شود، جنبه پیام ارتباطی پیدامی کندوهمین عدم درک پیام رابطه رامختل، معشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادی‌ها وغصه ‌ها و رنج‌ها زندگی است، زندگی شاد، زندگی سرشار از دوستی است. روشن است که با افراد متفاوت، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاکید بر خصوصیات مشترک ارتباط را موثر می‌کند، ما انسان‌ها با یکدیگر مشترکات فراوان داریم، با کمی تمرین می‌توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آن‌ها دوست وهم رای شویم.

 

بقیه مطالب در ادامه مطلب

ادامه مطلب |  

بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند           

                                                      بلکه

                                                                  کسانی هستند که  نمی توانند بیاموزند

 


حدیث از پیامبر گرامی اسلام (ص):

کودکان را به پنج دلیل دوست دارم

- "گریه می کنند" چرا که گریه کلید بهشت است.

- قهر می کنند ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.

- چیزی را که می سازند زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند.

- با خاک بازی می کنند چون غرور و تکبر ندارند.

- هر چه دارند می خورند و برای فردا  نگه نمی دارند، چون آرزوهای دراز و غم فردا ندارند.

 

 مردی دختر 3 ساله ای داشت. روزی مرد به خانه آمد و دید که دخترش گران ترین کاغذ زرورق کتابخانه او را برای تزئین یک جعبه کودکانه هدر داده است .

 مرد دخترش را به خاطر این کار، تنبیه کرد و دخترکوچک آن شب با گریه به بستر رفت و خوابید .

روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و زرورق ها را برای هدیه تولدش مصرف کرده است . او با شرمندگی دخترش را بوسید و جعبه را از او گرفت و در جعبه را باز کرد .

                                              اما ...

 با کمال تعجب دید که جعبه خالی است ...! مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که جعبه خالی هدیه نیست و باید چیزی درون آن قرار داده می شد.

                                              اما

دخترک با تعجب به پدرخیره شد و به او گفت که :

نزدیک به هزار تا بوسه درداخل جعبه قرار داده است تا پدر هر وقت دلتنگ شود با باز کردن جعبه یکی از بوسه ها را مصرف کند .می گویند پدر آن جعبه را همیشه همراه خود داشت وهرروز که دلش می گرفت درآن را بازمی کردوبه طورعجیبی آرام می شد.

                                   هدیه کارخود را کرده بود .

                                                    

 

     از ذهن تا دهان فقط يک نقطه فاصله است

                                            تا ذهن را باز نکرده ايم، دهان را نباید باز کرد

ضمن تشکر از بازدید شما لطفا:

هر آنچه که موردنیاز شماست را استفاده بفرمایید

ما را از ارائه نظرات سازنده خودتان محروم نفرمایید

کپی و برداشت و ارائه مطالب در جای دیگر با ذکر منبع بلا مانع است

                                                          ارادتمند شما نادر صفائی راد

 

تربیت کودک از چه سنی باید شروع شود؟

 ازاستادی سوال شد که تربیت فرزند را از چه سنی باید آغاز کرد استاد لبخندی زد وگفت :حداقل 25 سال قبل از تولد فرزند .

یعنی باید از کودکی خود را تربیت نمود تا فرزندی شایسته تربیت کنیم.



 

امتحانات همیشه برای اکثر دانش آموزان همراه با استرس و فشار روانی بوده است که در اغلب اوقات باعث بدبینی نسبت با مدرسه و نظام آموزشی گردیده وآنها را از مدرسه گریزان می کند.چه بسا بسیاری از بیماری های روان تنی نیز در اثر همین استرس های مداوم ایجاد می گردد.اما ما می توانیم با اقداماتی اثر مخرب آن را از بین ببریم که یکی از انها می تواند برگزاری جشن پایانی در پایان نوبت اول و دوم باشد که بتواند خاطره ای خوشایند از درس و مدرسه در ذهن دانش آموزان برجای بگذارد.

یادمان باشد که هدف از درس و مدرسه و اموزش انواع دروس ،آموختن مهارت زندگی کردن موفق در بزرگسالی است


 

دوره اموزش خانواده در بهمن ماه 1391 با حضور فعال اولیا دانش آموزان در مجتمع آموزشی سفارت ج.ا.ایران در عشق آباد طی 10جلسه برگزار می گردد.

به اولیایی که در این جلسات حضور فعال داشته باشند در پایان دوره گواهی طی دوره اموزش خانواده اعطا خواهد شد.

اهم موضوعاتی که به آنها پرداخته می شود:

1-مهارت های زندگی(همسر داری-مهارت های ارتباطی-مهارت های مقابله با خشم و...)

2-اختلالات رفتاری کودکان و فرزندان وراههای رفع آن

3-بلوغ


 

بزرگی می فرمود

بعضی وقت ها نباید حرف زد و خبر داد. فقط باید عمل کرد...

اشکال ما اینه که داستان سرایی می کنیم..به جای اینکه داستان، خلق کنیم


 
 

ویژگیهای مردانه را بشناسید

آشنایی با تفاوت های جنسیتی مهارت است. تا به حال فکر کرده اید که به عنوان یک زن چه چیزهایی باید در مورد ویژگی های جنسیتی همسرتان بدانید؟

معمولا خانم ها می گویند ما یک سرزمین ناشناخته ایم که آقایان در مورد ما چیزی نمی دانند اما احتمالا با خواندن این مطلب متوجه می شوید سرزمین ذهن آقایان هم چندان برای خانم ها شناخته شده نبوده است.
یادتان باشد دانستن این تفاوت های جنسیتی مانع خیلی از دعواهای بی مورد میان همسران می شود و به آنان کمک می کند اختلاف های شان را بهتر مدیریت کنند.

ویژگی های مردانه که هر زنی باید بداند

 

اقتدارطلبی مردان:

روانشناس ها می گویند  یک تفاوت هست که مردها را از زن ها متفاوت می کند، آن ویژگی رقابت جویی و اقتدارطلبی مردهاست. مردها از اول بچگی یاد می گیرند رقابت طلب باشند تا موفق شوند. حتما شما هم پسربچه هایی را دیده اید که در بازی همدیگر را هل می دهند و به هم دستور می دهند. حتما هم می دانید تفنگ، ماشین و البته بازی های رایانه ای رقابتی محبوب ترین وسایل بازی پسربچه ها هستند؛ چیزهایی که آنها را برای نشان دادن اقتدارشان و پیروزی بر رقیب آماده می کند. از طرف دیگر هورمون تستستورون یا هورمون مردانه هم آنان را برای این رقابت جویی که گاهی به پرخاشگری تبدیل می شود، آماده می کند.

نصیحت پذیر نبودن مردها:

مردها به خاطر ویژگی اقتدارطلبی شان با هر چیزی که نشاندهنده این باشد که توانایی شان زیر سوال رفته است، مقابله می کنند. یکی از چیزهایی که به نظر مردان نشان دهنده زیر سوال رفتن اقتدار است، نصیحت کردن همسرانشان خواهد بود. حتما شما هم تجربه این را داشته اید که اگر روی یک موضوع بیش از حد اصرار کنید، شوهرتان آن را انجام نمی دهد یا با نق زدن و نارضایتی انجامش می دهد. هدف مردها در این مواقع این نیست که شما را ناراحت کنند یا با حرفتان موافق نباشند، مسئله این است که لحن نصیحت گرانه شما باعث موضع گیری او شده است. کافی است لحن تان را جوری عوض کنید انگار که دارید در زمین او بازی می کنید.

راه حل سریع مردها:

وقتی برای مردها مشکلی را تعریف می کنید، بیشتر از هر چیزی در سرشان به فکر راه حل آن مشکل هستند. برای شما به عنوان یک زن احتمالا از همه مهمتر این است که شوهرتان مشکل شما را بشنود و با شما همدردی کند اما برای آنان مهم این است که به عنوان کمک، راه حل مشکل شما را بگویند، ضمن اینکه پیدا کردن راه حل نشاندهنده توانایی آنهاست. به هر حال راه حل دادن سریع اصلا به معنای نادیده گرفتن حس شما و حوصله نداشتن حرف های شما نیست. آنان فکر می کنند شما به این خاطر مشکلتان را تعریف کرده اید تا راه حلی پیدا کنید. گاهی سکوت مردها هم به همین معناست. سکوت می کنند چون راه حلی ندارند!

خونسردی مردان:

«مردها اصلا عاطفه حالی شان نمی شود.» این اتهامی است که خیلی از خانم ها به آقایان می زنند اما روان شناسان حرف دیگری دارند. آنها می گویند چیزی که خانم ها و آقایان را در این مورد از هم متفاوت می کند این است که آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند اما برای خانم ها تقریبا همه چیز می تواند عاطفی باشد. به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخیل می کنند اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.
عصب شناس ها می گویند دلیل این قضیه این است که مرکز عاطفه در مردها فقط در نیمکره راست مغز است اما در خانم ها مراکز عاطفه در هر دو بخش چپ و راست مغز پراکنده اند. مرکز صحبت کردن و تفکر منطقی سمت چپ مغز است برای همین تفکر منطقی خانم ها با عواطف شان در هم آمیخته است اما مردها می تواننند این دو را از هم جدا کنند. این تفاوت جنسیتی، در دعواهای بین خانم ها و آقایان خیلی خوب خودش را نشان می دهد.
وقتی خانم ها وسط بحث با شوهرشان داغ می کنند یا عصبانی می شوند یا گریه می کنند یا هر دو، معمولا همزمان تعجب می کنند چطور شوهرشان همچنان خونسرد ایستاده و منطقی بحث را پیش می برد. در واقع آقایان غیرعاطفی نیستند. گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نیست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند. آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند.
سکوت مردان:

مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روانشناس ها آن را ثابت کرده است. روانشناس ها می گویند زن ها روزانه 6 هزار تا 8 هزار لغت به کار می برند اما مردها یک سوم این تعداد کلمات را می گویند. دلیل این پدیده آن جور که عصب شناس ها می گویند این است که مرکز تکلم در مردها فقط در سمت چپ مغزشان واقع شده است اما مرکز تکلم در زن ها هم در سمت راست و هم در سمت چپ مغز وجود دارد. البته روانشناس های تکاملی می گویند مردها در طول هزاران سال یاد گرفته اند کم حرف باشند. آنها می گویند هزاران سال پیش مردها برای شکار باید ساکت کمین می کردند وگرنه شکار در می رفت و بقای خانواده به خطر می افتاد. از آن طرف زن ها باید با هم گروهی های خانم خودشان حرف می زدند و از بچه های شان مراقبت می کردند. بقای آنها به همین رابطه داشتن بر می گشت. مردها در طول رشد هم دیرتر زبان باز می کنند و مهارت های کلامی شان از زن ها کمتر است. در ادامه به این شکل های متفاوت حرف زدن مردان و زنان می پردازیم.

تیتروار حرف زدن مردها:

اگر صحبت کردن د ر مورد مسائل روزمره را به دو شیوه گزارش توصیفی وگزارش علمی تقسیم کنیم، زن ها به شیوه توصیفی و مردها به شیوه علمی حرف می زنند. در واقع خانم ها، بیشتر در مورد جزئیات حرف می زنند اما حرف زدن مردها بیشتر منطقی و علمی است. آنها آن چیزی که فکر می کنند گفتنش لازم است را می گویند. برای همین به نظر می رسد مردها فقط تیتر اتفاق ها را می گویند و نه شرح آنها را. این اصلا به این معنا نیست که شوهرتان نمی خواهد شما از اتفاقات روزمره خبردار شوید، یا شما را لایق دانستن آنها نمی داند. مردها به طبیعت خودشان رفتار می کنند و شما نباید با دید زنانه خودتان حرف های آنها را تفسیر کنید.

صراحت مردان:

زن ها معمولا غیرمستقیم حرف خودشان را می زنند و گلایه دارند چرا مردها حرف های شان را نمی فهمند. مثلا ممکن است شما به همسرتان بگویید چایی نمی خوری و منظورتان این باشد که بای با هم چایی بخوریم اما مردها معمولا به درون خودشان مراجعه می کنند و اگر چایی میل نداشته باشند با صراحت این را می گویند. این صراحت نشانه بی ادبی یا بی توجهی همسرتان نسبت به شما نیست. او فقط طبق طبیعت مردانه اش به شما گوش می دهد.

دستور دادن مردان:

مردها از بچگی به امری حرف زدن عادت می کنند و دخترها به پیشنهادی حرف زدن. پسرها در بازی های شان می گویند: «توپ را بنداز برای من!» اما دخترها می گویند: «می یاین با هم خاله بازی کنیم؟» هم دخترها و هم پسرها به خاطر شیوه خاص حرف زدن خودشان تشویق می شوند و این نوع حرف زدن در آنها نهادینه می شود. اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند. اینکه در دنیای زنانه و ظریف خودتان که همه جمله ها را ترجیحا به صورت پیشنهاد می گویید تا به صورت امر، جملات مردانه را تفسیر کنید چیزی را حل نمی کند.

 

دستـخط و ارتـباط با شخصیـت انـسان



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کسانى که دستخطى نامرتب دارند

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.

کسانى که دستخط مرتب و خوانایى دارند

مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند

احتمال اینکه فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاد است و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند

به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

کسانی که دستخط تند و شتابزده اى دارند

احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از اینکه در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

کسانی که دستخط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند

در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستند و نمى توانند قبول کنند که گاهى باید با دیگران کنار بیایند و به آن ها توجه کنند و همچنین اطرافیان به ندرت از آنچه درون آنها مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

کسانی که دستخطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند

این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که در خواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند.

کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد

احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت و اعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

کسى که دستخط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد

این فرد، فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.

کسی که دستخط ملایم و کشیده اى دارد

آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.

کسى که کلمات را با فاصله و بازباز مى نویسد

خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند.

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آنها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.

اگر کلمات را درهم و فشرده مى نویسید

احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.

اگر شما خود را داراى دستخط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید

احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.

اگر درشت مى نویسید

این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.


 



ریشه های حسادت چیست ؟ درمان حس حسادت


اغلب روان‌شناسان توافق دارند که حسادت یکی از شایع‌ترین هیجانات انسانی است که مستقیماً به روابط بین افراد مربوط می‌شود. برخی از روان‌شناسان حتی ادعا کرده‌اند که اگر کسی اصلاً احساس حسادت نداشته باشد، در تعهد خود نسبت به رابطه با دیگران دچار کمبود خواهد بود...

 

 

عده ای از روان کاوان معتقدند که حسادت نتیجه ی آن است که فرد احساس آشفتگی ، ضعف و ناتوانی ، پوچی ، آسیب پذیری و ترس شدید می کند . انسان حسود ، علاوه بر این که آنچه دیگری دارد می خواهد ، آرزو و خواسته ی او این است که طرف مقابلش اصلاً آن چیز را نداشته باشد و از نارحتی و نداری شخص مورد نظرش احساس رضایت می کند . انسان حسود پشت سر دیگران آزارشان داده ، با غیبت از فرد او را ترور شخصیت می کنند . عده ای آنان را بر انگیخته و سبب آزارشان شود . این نوع حسادت بسیار بدخیم است . در خانواده هایی که بین فرزندان خود تبعیض قائل می شوند و در این کار زیاده روی می کنند فرزندان آنان به آسیب پذیری حاد دچار شده و به حسادت بدخیم می رسند ، آنان حالتی جبران کننده و تلافی جویانه می گیرند و علاقمند هستند آنچه دیگری دارد از او بگیرند و او را از داشتن آن چیز یا موقعیت محروم کنند. به طور کلی حسادت رفتار و عمل غیر عادی است که فرد در مقابل عدم موفقیت در رقابت و همچشمی با دیگران ( اعم از کودک یا بزرگسال ) از خود بروز می دهد . گاه این رقابت های خواسته یا ناخواسته در کنار نقص تربیتی در کودکان و نوجوانان باعث به وجود آمدن حسادت شده و در درون آنها ریشه می دواند و همه ی عمر آنان را آزار می دهد .

عمق برخی از احساسات درونی ما ،‌ ما را به تعحب وا می دارد. حسادت يكی از آن احساساتی است كه در شكاف های تاريك قلبمان كمين كرده و در نامناسب ترين موقعيت ها ظاهر می گردد. حسادت ريشه در احساس ناامنی دارد و اصولاً در نتيجه ترس از دست دادن ايجاد می گردد. حسادت وسواس گونه يك مرد به علت ترس از دست دادن همسر و يا دوستش است. كارگر به كارگر ديگر حسادت می ورزد زيرا می ترسد مقام و اعتبارش را از دست بدهد. ريشه حسادت ترس و ريشه‌ ترس، ناامنی است.

به زبان ساده تر : حسادت عبارت است از يک احساس منفي كه با ديدن امتيازي كه ما نداريم يا آرزو داريم که فقط خودمان آن را داشته باشيم، به ما دست دهد. حسادت يک احساس منفي است که با احساس اندوه، تكدر روح، نارضايتي از خوشبختي ديگران (خصوصا نزديكان) همراه است. با توجه به آثار روحي رواني حسادت و مشكلاتي كه اين احساس منفي در روابط بين انسان‌ها پيش مي‌آورد و نارضايتي عمومي كه ايجاد مي‌كند، چاره‌انديشي براي مبارزه با آن ضروري به نظر مي‌رسد.
انسان همواره علاقه‌مند به پيشرفت و تكامل بوده و هست. ضمير ناخودآگاه انسان‌هايي كه روح و روان آنها پرورش كامل نيافته است، به اين نقصان آگاه بوده و براي پرده‌پوشي آن تلاش مي‌نمايدو چون در اثر ضعف و خودكم‌بيني قادر به تكميل خود نيست، پيشرفت و موفقيت اطرافيان را مورد حمله قرار مي‌دهد و تمام توان خود را براي از بين بردن آن به كار مي‌گيرد. حال اگر ويروس حسد ضعيف باشد فقط خود شخص مبتلا را همچون خوره از درون نابود مي‌كند ولي اگر قوي باشد، ديگري و ديگران را نيز از اين عصيان، متضرر خواهد كرد.
حسادت وقتي به وجود مي‌آيد كه شخص احساس كند آنچه دارد، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد. هيچ‌چيزي وجود ندارد كه باعث حسادت نشود؛ مادي يا غيرمادي! به‌طور كلي، وقتي انسان حسودي مي‌كند كه آنچه ديگري دارد برايش ارزش داشته باشد؛ مثلا کسي كه حوصله کار با کامپيوتر را ندارد، به كسي كه اين كار را مي‌كند، حسودي نخواهد كرد.
حسادت ويژگي رفتاري و شخصيتي ارثي نيست و در نتيجه با ايجاد و اجراي راهکارهاي مناسب در خانواده و اجتماع مي‌توان مانع پيشرفت و حتي بروز آن شد. بنابراين عوامل محيطي از دوران کودکي و در مراحل رشد باعث آن مي‌شوند.
خيلي وقت‌ها به ديگران غبطه مي‌خوريم ولي فکر مي‌کنيم حسودي کرده‌ايم. تفاوت غبطه و حسادت چيست؟
غبطه معناي مثبت حسادت است و به عنوان آرزوي نعمت و سعادت ديگران را داشتن، بدون آرزو كردن زوال نعمت و سعادت آنان، معني شده است. در واقع، حسادت و غبطه يك احساس هستند که فقط جهت‌شان با هم فرق مي‌كند. حسادت جهت‌اش به سمت شخص ديگر است اما غبطه جهت‌اش به سمت خود فرد است؛ مثلا ما وقتي به فردي زيبا حسادت مي‌كنيم، در دل مي‌گوييم: «اي كاش زيبايي‌اش زايل شود» اما وقتي غبطه مي‌خوريم، مي‌گوييم: «من هم بايد ورزش كنم و مراقب تغذيه‌ام باشم تا تناسب اندام پيدا كنم و پوستم شاداب و ظاهرم بهتر شود.» حسادت كه در نوع شديد آن باعث بروز پرخاشگري نسبت به طرف مقابل مي‌شود، نوعى بيمارى روانى است که بايد در پي درمان آن بود اما حسادت در اغلب اوقات، حاصل نداشتن اعتماد به نفس و عزت نفس در اشخاص است.

همه ما ، به دلايل متفاوت و با مجموعه اي از احساسات مختلف، در مرحله اي از زندگي خود حس حسادت را تجربه كرده ايم. به گفته آيالا مالاك پاينز (Ayala Malach Pines) روانشناس باليني، " حسادت، واكنشي پيچيده است كه در زمان مشاهده شرايطي كه يك رابطه با ارزش يا كيفيت خاص موجود در آن را تهديد ميكند، در شخص ايجاد ميشود." حسادت معمولا در يك موقعيت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ايجاد ميشود.

حسادت را نبايد با حس رشك يا غبطه يكسان دانست، هرچند اين غلط مصطلح وجود دارد كه به كسي حسودي كردن، ميتواند به معناي آرزوي داشتن مال، موقعيت يا خصوصيات اين فرد باشد، در حالي كه حسادت، در زماني ايجاد ميشود كه شخص نگران از دست دادن مال، موقعيت يا فردي است كه در حال حاضر به خودش تعلق دارد. حسادت از اين جهت واكنشي پيچيده است كه طيف وسيعي از احساسات ، افكار و رفتارها را درگير ميكند.

• احساساتي چون رنج، عصبانيت، خشم، اندوه، غبطه، ترس، حزن، تحقير.

• افكاري چون رنجيدگي، عيب جويي، مقايسه با رقيب، نگراني از ظاهر خود و ترحم به خود.

• رفتارهايي از قبيل احساس ضعف، تب و لرز، ترديد و پرسش مداوم از خود و جستجوي دليلي براي اطمينان يافتن، رفتارهاي پرخاشجويانه و خشونت.

  بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید

 www.migna.ir

ادامه مطلب |  

خانواده تك فرزندي


امروزه گسترش زندگي ماشيني، مشكلات اقتصادي ، افزايش هزينه هاي زندگي، اشتغال والدين و ساير عوامل ديگر موجب شده است كه بعضي ها علي رغم ميل باطني شان به داشتن تنها يك فرزند بسنده كنند و اين عامل باعث كاهش نرخ رشد جمعيت و نيز بوجود آمدن برخي معضلات و نگرانيها براي والدين، كودك و جامعه شده است.

بنابراين تك فرزندي داراي مزايا و معايبي است كه بطور خلاصه به چند مورد مهم آن اشاره مي شود:

 

 

مزايا:

۱-رسيدگي به مسائل تربيتي و آموزشي كودك آسان و راحت تر است.

۲-با وجود تك فرزندي هزينه هاي خوراك، پوشاك، مسكن، تحصيل و... خانواده كاهش يافته و در نتيجه والدين بهتر مي توانند احتياجات و نياز هاي كودك را تامين نمايند.

۳-نبودن رقيب و هدايت توجهات والدين به سوي تنها فرزند خانواده سبب مي شود صميميت بين آنها بيشتر شده و كودك خود را يكه تاز ميدان حس كند در نتيجه احساس امنيت او بالا مي رود.

۴-كودك با نبود برادر و خواهر در خانواده مجبور به ارتباط با بزرگسالان شده و به طبع از تجربيات آنها در زمينه هاي مختلف علمي، تحصيلي و... بهره مند گرديده وقدرت تكلم او نسبت به همسالان خود روز به روز بهتر و قويتر مي گردد.

معايب:

۱-گرچه همه والدين نگران و دلواپس آينده فرزند خود هستند اما اين موضوع در تك فرزندها از حساسيت بيشتري برخوردار است آنها شديدآ به فرزند خود وابستگي پيدا كرده و درست به همين دليل است كه در مقابل تمامي خواسته ها و توقعات نا بجاي كودك ( بدون توجه به نياز واقعي شان) سر تسليم فرود مي آورند. اين قبيل والدين به خيال خودشان تصور ميكنند واقعآ مهربان و دلسوزند كه نمي گذارند فرزندشان در زندگي با كوچكترين نا كامي اي مواجه شوداما نمي دانند با اين كارهاي غير اصولي خودشان چه بلايي بزرگي را سر بچه معصوم در مي آورند آنها كودكشان را بصورت يك عروسك كوكي  بي اراده تبديل كرده و او را در پذيرش مسوليت هاي بزرگ زندگي احتماعي در آينده شكننده مي كنند.

۲-بعلت نبودن همبازي كودك فرصتي را براي كنترل و مديريت نمودن احساساتش كه بايد آنها را به نوعي بروز دهد پيدا نمي نمايد پس او خودش را هميشه تنها احساس مي كند گسترس تك فرزندي در جامعه باعث مي شود كه روابط انساني ، خويشاوندي و عاطفي تحت الشعاع قرار گرفته و كمرنگ گردد و فرد هر چه بيشتر بسوي انزوا و گوشه گيري سوق داده شود.و ساير معايب ديگر.

چه بايد كرد:

والدين عزيز اگر داراي تك فرزند هستيد سعي نكنيد با دادن آزادي بيش از حد به كودكتان و پيمودن راه اغراق و افراط  در اين زمينه او را لوس و مغرور بار بيآوريد چون اين عمل شما چيزي جزء بي بند و باري و حالات نابسامان روحي براي فرزندتان ارمغاني نخواهد داشت همچنين يادتان باشدكودك را از باران محبت خود محروم نسازيد زيرا گل حساس ولطيف وجودش از بي مهري پژمرده مي گردد پس بگذاريد فرزندتان بنا به قانون طبيعت بچگي كند پس تنها به اين دليل كه او بي تربيت بار نيآيد جلوي بازي او را با همسالانش نگيريد  اجازه دهيد با دوستانش ( آزادي كنترل شده) بازي كند تا بتواند مفهوم ناكامي و موفقيت را در زندگي دريابد اگر زمين خورد نگران نشويد وبلند ش نكنيد بگذاريد خودش بلند شده و روي پاي خود بايستد البته طوري رفتار نكنيد كه خيال كند مورد بي اعتنايي شما قرار گرفته است.در اينصورت يقين داشته باشيد فرزندتان اعتماد به نفس اش در زندگي بالا رفته و پذيراي بزرگترين مسوليتهاي فردا خواهد شد. 

 

مشاركت والدين در تكاليف درسي فرزندان


همه والدين بايد نسبت به تكاليف مدرسه و امور تحصيلي فرزندشان بسيار حساس و دقيق بوده و با دور انديشي و آينده نگري و نيز واقع بيني كليه نياز هاي كودك را درك نموده و سعي كنند با تشويق و ترغيب او يار و ياورش باشند.

متاسفانه برخي والدين در اين زمينه راه افراط و تفريط را مي پيمايند برخي ها كه خود را نا علاج و در مانده احساس مي كنند تلاش مي كنند براي كشاندن كودك به مسير صحيح مطالعه و تمرين و ممارست مطالب درسي از زور و خشونت و تنبيه بهره بجويند تا بتوانند به هدف خود دست يابند اما از نكته مهم در اين زمينه  غافلند و آن اينكه علت  و سرچشمه بسياري از نا بسامانيها و عقده هاي موجود در كودك همين مسئله است پس پدر و مادر ان بهتر است حربه ترس و خشونت را كنار گذاشته و با مهر و محبت ، شوقي در دل كوچك و معصوم كودك براي تحصيل علم و آموختن ادب بيآفرينند و بقول حافظ:

درخت دوستي بنشان كه كام دل ببار آرد                   نهال دشمني بر كن كه رنج بي شمار آرد

و تنها در اينصورت است كه قادر خواهيد بود به وظيفه اصلي خود كه همانا راهنمايي درست و اصولي كودك و پرورش جسم و روح او است دست مي يابيد و به داشتن فرزندي نمونه و مسوليت پذير افتخار كنيد.

برخي از والدين نيز پا را فراتر نهاده و چون دلشان نمي خواهد ذره اي از غم و اندوه و ناراحتي را در سيما و چهره ي فرزندشان ببينند خودشان را موظف و مكلف به انجام تكاليف درسي او مي كنند تا مبادا كودك با نوشتن تكاليف زياد دستش خسته شود اما بايد توجه نمود كه كودك هميشه والدينش را مغز متفكر خود مي داند پس اگر پدر و مادر فقط نقش مشاور و راهنمايي كننده را در كارها داشته باشد كارهاي كودك به گردن خودش مي افتد و مجبور مي شود آنها را انجام دهد در نتيجه اعتماد به نفس او بالا رفته و يقينآ بسوي تكامل فكري و هوشي نيز پيش خواهد رفت ..

پس اگر مي خواهيد در امور تحصيلي فرزندتان مشاركت كنيد به چند مورد مهم ذيل عنايت داشته باشيد:

1-شما مشوق و راهنما باشيد و پاسخ همه مسائل را براحتي و آساني در اختيار كودك قرار ندهيد  سعي نكنيد با دلسوزي بي موقع و بيش از حد جلوي خلاقيت و ابتكار و نوآوري در او گرفته شود بلكه با طرح سولاتي ذهن او را به چالش واداريد تا فرزندتان در آينده ذهني باز و خلاق داشته باشد.

2-ارتباط مستمر شما والدين عزيز با مربيان زحمتكش و دلسوز مدارس قطعآ در پيشرفت تحصيلي فرزندتان بسيار موثر است چون بهتر مي توانيد با اهداف مربي آشنا شده و از تجربيات آنها در اين زمينه سود بجوييد.

3- فضاي حاكم برخانواده را به يك محيط گرم و دل انگيزو دوشت داشتني  تبديل كنيد و با فراهم نمودن امكانت تحصيلي براي فرزندتان او را در دستيابي و رسيدن به اهدافش ياري كنيد.

4- به نمرات درسي كودك زياد حساس نباشيد و از ابتدا به او بيآموزيد آنچه برايتان بيشتر اهميت و ارزش دارد تلاش و فعاليت اوست و يقين داشته باشيد اين كار علاوه بر موفقيت تحصيلي در بدست آوردن ساير مهارت هاي  زندگي آينده بسيار تاثير گذار خواهد بود
 

درسي كه به فرزند بايد آموخت.

همه ما دانش آموزان مدرسه زندگي هستيم كه استاد پير آن تجربيات ارزشمند و گرانبهاي خود رابه بهايي گران در اختيار ما قرار مي دهد لذا بر ماست تا از اين تجربيات درس گرفته و از آن براي ساختن آينده اي بهتر سود ببريم  و اگر غفلت ورزيده، هدف و برنامه نداشته و در انديشه ي آينده نباشيم مسلمآ آينده اي نيز نخواهيم داشت تا با دلخوشي و طيب خاطر بقيه عمرمان را در آن سپري كنيم.

همچنين بايد از تجربيات بدست آمده براي سعادت ديگران نيز استفاده كنيم چراكه سعادت ديگران و همنوعان بخش مهمي از خوشبختي ما را تشكيل مي دهد بعبارت ديگر بايد در زندگي اجتماعي بسان شمع بود كه با آب شدن خود به ديگران نور بدهيم.

آري والدين عزيز، تجربيات بزرگترين معلم انسانند بشرط اينكه ما نيز بتوانيم به نحو شايسته از آنها استفاده نموده و دانش آموز خوبي باشيم براي اينكار هم بايد در همه مراحل زندگي تبات قدم داشته باشيم چون رمز موفقيت و چشيدن مزه پيروزي داشتن استقامت و اراده محكم است و تنها در اينصورت است كه دشواريها و سختي ها و مشكلات زندگي انگيزه اي براي به پيش راندن انديشه ي ما خواهد بود.پس بر ما واجب است كه تجربيات گذشتگان و خودمان را در اختيار فرزندانمان قرار دهيم و چراغ راهنما ي آنها در شب تاريك باشيم و از افتادن آنها در چاله هاي انحراف و گمراهي و احيانآ دره هاي بدبختي جلو گيري كنيم.

لذا بايد به فرزندان خود بيآموزيم:

1-اگر بخواهيم آينده مان را پيش بيني كنيم بهترين راه اين است كه با صبر و اميد و پشتكار كه عامل موفقيتند آينده مان را خودمان بسازيم.

2-بيآموزيم كه هنر انسان موفق در تبديل مشكلات زندگي به فرصت ها است و هرگز فرد خواب آلود مزه موفقيت را نخواهد چشيد پس يادمان باشد كه با يك اراده استوار و خم نشونده مي توان جهان را درست مطابق ميل خودمان تغيير دهيم.

3-به فرزندان تفهيم كنيم كه صرف داشتن استعداد ما را به هدفمان نمي رساند چراكه بايد خواستن و تلاش و كوشش را نيز به آن بيفزاييم و در اينصورت است كه استعداد هاي خدادادي  در وجودمان كه بسان معدن طلا هستند كشف  مي شوند و گر نه اگر به حال خود رها شوند استعداد ها بلا استفاده و عقيم خواهند ماند.

4-سعي كنيد فرزندتان را براي رسيدن به اهداف و پذيرفتن مسئو ليت هاي بزرگ زندگي تشويق كنيد و هرگز از تنبيه براي اينكار استفاده نكنيد بلكه طوري رفتار كنيد كه تشويق نكردن شما براي او تنبيه محسوب شود.

5-به او ياد دهيد كه ارزشمندترين سرمايه هر انسان شخصيت او است پس همگام با او در جهت ساختن شخصيت عالي براي فرزندتان بكوشيد.

6-كيفيت زندگيمان ارتباط تنگاتنگي به  نحوه استفاده مان از زمان دارد يعني فرصت ها و زمان را هرگز نبايد از دست بدهيم پس به فرزندانمان نيز اين مطلب را بيآموزيم تا آنها بتوانند با انضباط و تسلط بر نفس بتوانند در بازي زندگي پيروز باشد.

7-به او ياد دهيد كسي موفق و پيروز است كه همواره افكار و انديشه ي خود را از قوه به فعل در آورد و بصورت عملي وارد ميدان زندگي  شود پس براي اينكار نيز اعتماد بنفس را در او تقويت كنيد و با اندازه اصولي در زندگي به او آزادي كنترل شده بدهيد.

 

چگونه با نق زدن همسرتان رفتار كنيد.


همه ما بدون اينكه متوجه كار خود باشيم گاهآ نق زده ايم و طرف مقابلمان را با جملات مربوط و بعضآ نا مربوط بمباران كلماتي نموده ايم و در نهايت واكنش او را بصورت ايجاد كينه، سردي روابط، پرخاشگري و حتي دعوا بر انگيخته ايم.

نق زدن بيشتر در بين خانمها رايج تر است تا آقايان چراكه آنها معتقدند بهترين راه براي مقابله با مردها و به كرسي نشاندن حرف همين شيوه است اما بايد پذيرفت نق زدن علاوه بر اينكه زندگي شيرين را به كام خانواده تلخ مي كند اثر رواني منفي نيز بر كودك دارد چراكه او را از تفكر خلاقانه و سازنده محروم مي كند و در نهايت كودك را در آينده از يك ارتباط سالم و اصولي و منطقي دور مي سازد كودكي كه در چنين محيط نا سالم و پر از تنش رشد مي كند فكرش محدود مي ماند او بتدريج مي آموزد براي رسيدن به خواسته هايش فقط بايد حرف بزند بدون اينكه بدنبال راه حل منطقي براي حل مسئله باشد در نتيجه او از تكامل و پيشرفت باز مانده و از مواجهه با مشكلات زندگي در مانده مي شود .

بنابراين والدين عزيز بايد علت نق زدن را شناسايي نموده و ريشه اين علف هرز را در باغ خانواده بخشكانيد تا گل وجودتان (فرزند) براحتي رشد و نمو كنند.

ذيلآ به سه علت مهم نق زدن اشاره مي شود:

1-موضوعي همسرتان را آزار مي دهد:

سعي كنيد به جاي مقابله يا فرار از نق زدن همسرتان با صبر و حوصله منشاء ناراحتي را شناسايي نموده و از بين ببريد.

2-علت به ارتباط شما بر مي گردد:

اگر شما فردي هستيد كه به همسرتان بي توجهي مي كنيد و اهميتي به خواسته ها و كلام او نمي دهيد يقين داشته باشيد او تلاش خواهد كرد با نق زدن شما را به گوش دادن وادار سازد پس سعي كنيد زماني را هر چند كوتاه به همسرتان اختصاص دهيد و در ضمن شنونده خوبي نيز باشيد.

3-علت ديگر مي تواند به شكل يادگيري و عادت در فرد بروز كند .

راهكارهاي مهم:

1-در انتقاد از همسرتان هميشه به يك موضوع بسنده كنيد و ما بقي موضوعات را به زمان و وقت مناسب ديگر بسپاريد زيرا انتقاد هم زمان چند موضوع آنهم در حضور جمع مي تواند احساس حقارت را در همسرتان بر انگيخته و او در مقابل شما حالت دفاعي به خود بگيرد و مسله بيخ پيدا كند.

2-نق زدن خانمها هميشه ناشي از مسائل مادي نيست چراكه او به حمايت معنوي و روحي شما شديدآ نيازمند است پس سعي كنيد هرگز زحمات همسرتان را ناديده نگيريد بلكه به او بگوييد وجودش چقدر در زندگي براي شما اهميت داشته و مهم است هميشه تلاش كنيد كانون خانواده را با هيزم محبت گرم نگه داريد تا كمبودهاي مادي احتمالي در سايه عشق و محبت شما بر طرف گردد.

3-سعي كنيد خواسته هاي خودتان را رك و پوست كنده با همسرتان در ميان بگذاريد و از او براير حل مسئله كمك بخواهيد هرگز از كنايه استفاده نكنيد خصوصآ اينكه مردكمتر كنايه زن را متوجه مي شود .

4- لحن كلامتان را تغيير دهيد مثلآ بجاي اينكه بگوييد: ( تو هميشه به من بي توجهي مي كني) بهتر نيست بگوييد:( عزيزم من به هم صحبتي شما نيازمندم) باور كنيد چنين كلماتي معجزه مي كند
 

چگونه امتحاني موفق داشته باشيم.


براي موفقيت در هر كاري دو عامل مهم دخيل است يكي انتخاب راه و روش درست و ديگري اعتماد به نفس.

يقينآ براي پشت سر گذاشتن امتحانات نيز بايد به اين عوامل توجه نمود تا بتوانيم به راحتي به اهداف مد نظر خود دست يابيم. ذيلآ به چند مورد اساسي اشاره مي گردد:

1-در شروع كار اگر به مطالعه بي ميل هستيد سعي كنيد اشتياق به آن را در خود تقويت كنيد براي اين كار كتابتان را به چند بخش  تقسيم نموده و هر روز بخشي را مطالعه كنيد انباشته نمودن درسها براي شب امتحان باعث ايجاد استرس و اضطراب در شما شده و نتيجه دلخواه عايد نخواهد شد.

2-در روزهاي امتحان بيشتر مواظب سلامت جسماني خود بوده و تغذيه مناسب نيز داشته باشيدچون عقل سالم در بدن سالم است  خوردن خرما با شير ، ميوه جات تازه و.... بسيار مفيد است.

3-به اندازه نياز بخوابيد و مطالعه را صبح زود و بعد از صرف صبحانه آغاز كنيد چون بدن و ذهن شما كاملآ آماده ياد گيري است.

4- محيطي مناسب ، سالم ، آرام براي مطالعه داشته باشيد تا قدرت تمركز و ياد گيريتان افزايش يابد.

5-ساعات مطالعه خود را روزانه و به مرور افزايش دهيد.

6-حين مطالعه فرصتي را براي استراحت به ذهن بدهيد معمولآ هر يك ساعت يك ربع استراحت كافي است.

7-عوامل مخل در يادگيري از قبيل تلويزيون، بازيهاي كامپيوتري، و... را به حد اقل رسانده يا كلآ حذف كنيد .

8-  از شيوه بحث گروهي( پرسش و پاسخ)در يادگيري استفاده كنيد .

9- اگر حين امتحانات وقت اضافي براي يك درس داريد كتب سخت ديگر را نيز مطالعه كنيد.

10- از مطالب مشكل و سخت يادداشت برداريد و آنها را چند ساعت قبل از امتحان مطالعه كنيد.

11- يك ساعت قبل از امتحان مطالعه را رها كنيد تا با ذهني  آرام و آسوده وارد جلسه شويد ضمنآ بحث هاي بي مورد در شما استرس ايجاد مي نمايد.

12- سر جلسه موارد ذيل را رعايت نماييد

الف: به حرف دانش آموزان تنبل، متقلب، و مزاحم گوش ندهيد .

ب:همه سوالات را يكباره نگاه نكنيد اگر سخت باشد اضطراب شما افزايش يافته و تمركز تان به هم مي ريزد پس سوالات را به ترتيب خوانده و جواب دهيد.

ج: وقت خود را صرف پيدا كردن جواب براي سوالاتي كه نمي دانيد هدر نكنيد پاسخ به آنها را به وقت اضافه بسپاريد.

د: دانستن سوال نصف جواب است پس همه سوالات را تا آخر بخوانيد خصوصآ در سوالات تستي كه موارد مشابه زياد است.

ه: سعي كنيد زماني را در آخر جلسه براي چك نمودن و مرور نوشته هايتان در نظر بگيريد تا مبادا آنها را اشتباه يا جابجا جواب نداده باشيد.